درحال بارگزاري
  • تاريخ: سه شنبه 19 ارديبهشت 1391

زن و دانش،روایات و سیره معصومان(ع) «قسمت سوم»


           

 

 

 

 

 
در بررسی علم آموزی بانوان از منظر دینی، پس از بیان برخی رهنمودها، به اختصار از بانوانی سخن گفتیم که در خانواده اهل بیت دارای دانش و معرفت بودند.

 

سپس به تفصیل به این بعد از شخصیت حضرت فاطمه(س) پرداختیم و اینک در آخرین قسمت به موضوع آموزش زنان از سوی معصومین(ع)
می پردازیم.

 

آموزش زنان توسط معصومین(ع)

 

عنایت معصومان به علم آموزی زنان بسیار بوده است و از این محفل هر که مشتاق تر و نزدیکتر، بیشتر بهره برده است.

 

از همسران و دختران آنان که بگذریم نام تعدادی از بانوان که در منزل این اساتید به خدمت مشغول بوده اند نیز در زمره این دانش آموختگان ذکر شده است.

 

از جمله: سلمی و خوله خدمتگزاران پیامبر(ص)، فضه خدمتگزار فاطمه و علی علیهماالسلام و زبراء خدمتگزار علی(ع)، سعیده و سالمه خدمتگزاران امام صادق(ع) و ... به دانش یکی دو تن از این بانوان اشارتی می شود:

 

الف) هر چند فاطمه سالیان اول ازدواج، محروم از کمک خادمی می باشد ولی با توسعه اقتصادی مدینة النبی(ص) فاطمه نیز برخوردار از کنیزی می گردد با نام فضه.

 

او زنی است که پس از مدتها، از سرزمین شرک به درون جامعه اسلامی راه یافته و در خانه این زوج دانشمند مأوا گزیده است.

 

فضه چند سالی بیش در خانه فاطمه زندگی نکرده است.

 

در این مدت نیز وظیفه او کمک به کدبانوی خانه بوده، خانه ای که به دلیل حضور چهار کودک خردسال، کمبود امکانات زندگی و غیبتهای مکرر مرد خانواده جهت حضور در جنگها، زحمت بسیار دارد. پرسش این است که مشی فاطمه(س) با فضه چگونه بوده است؟

 

جواب بر ما مبهم است؛ همین مقدار می دانیم که در همین مدت کوتاه، فضه آن چنان عالم به کتاب آسمانی گردید که بیش از بیست سال، هر چه از او پرسیدند، با
تسلط تمام به مباحث قرآنی، مناسب با هر موضوعی، به آیه ای از قرآن پاسخ داد. ماجرای سفر حج او و جوابهای قرآنیش به سؤالات ابوالقاسم قسری مشهورتر از آن است که لازم به ذکر در این مقال باشد.(1)

 

ب) در احوال سعیده خدمتگزار امام صادق(ع) بیان شده است که زنی صاحب فضل بوده که نزد امام صادق(ع) آموزش می دید. امام رضا(ع) در مدح او فرموده اند: «فاما سعیدة فانها امرأة قوی الجزم فی النحل و الصواب فی دقة النظر؛ سعیده شناختی قوی نسبت به تفکرات مختلف داشت و بسیار دقیق تفکر صحیح را تشخیص می داد.»(2)

 

ج) و بیان شده که پیرزنی از خادمان امام عسگری(ع) پس از دریافت سؤالات مردم، جواب را از حضرت مهدی(ع) آموخته و به آنان عرضه کرده است.(3)

 

در ادامه این مبحث لازم به یادآوری است که آموزش زنان توسط معصومین(ع) در موارد بسیاری در خارج از حریم خانواده واقع می گشت. و بانوانی که مستعد آموختن بودند توسط آنان دانشی را فرا می گرفتند.

 

نقل شده است که روزی زنی نزد پیامبر(ص) آمده و از آن حضرت تقاضا نمود که از آنچه خداوند به تو آموخت به ما بیاموز و آن حضرت در پاسخ فرمودند: زمان و مکان تجمع خود را به من اعلام کنید.

 

پس از اعلام این امر، پیامبر(ص) در جمع آنان حضور یافته و به آموزش آنان پرداخت. نکته قابل توجه آنکه مطابق با تقاضای زنان، پیامبر(ص) «از آنچه خداوند به او تعلیم داده بود به زنان آموزش داد.»

 

آنچه خداوند به رسولش تعلیم داده بود چه بود؟ هر چه بوده یقینا آکنده از معارفی بسیار عظیم بوده است و این دانش عمیق به بانوان ارائه شده است.(4)

 

زنان علاوه بر سؤالاتی که شخصا از معصومین می نموده اند عموما با شرکت در مساجد و گوش سپردن به آموزه های معصومین بر سر منابر و نیز شرکت در نماز جمعه و عیدین دانش فراوانی می آموختند.

 

ام سنان گوید: «ما زنان همراه رسول خدا(ص) در نمازهای جمعه و جماعت و نمازهای عید فطر و قربان شرکت می کردیم.»(5)

 

این سنت نیکو، پس از رحلت پیامبر(ص) نیز ادامه یافت و در مواردی که ائمه(ع) در مساجد به سخنرانی می پرداختند زنان نیز در کنار مردان و البته با رعایت حدود اسلامی و فضایی آکنده از عفاف، گوش فرا داده و بر دانش خویش می افزودند.

 

به دلیل تلاش معصومان جهت ارتقای علمی بانوان و کوشش زنان برای رشد دانش خود، برخی بانوان به درجات بلندی رسیده و از مردان جاهل عصر خود پیشی گرفتند.

 

در مدح این بانوان دانش آموخته، حضرت علی(ع) فرمودند: «رب امرأة افقه من رجل؛(6) چه بسا زنانی که دارای بینش عمیق تری در دانش دینی، نسبت به مردان می باشند.»

 

و بیان شده که پیامبر(ص) نیز در تمجید از بانوان جوینده دانش فرموده اند: «نعم النساء، نساء الانصار لم یمنعهن الحیاء ان یتفقّهن فی الدین؛(7) چه زنان خوبی هستند زنان انصار که حجب و حیاء مانع از تعمیق آنان در معارف دینی نشده است.»

 

بانوانی که در محضر این اندیشمندان کسب فیض نموده و به نور علم و دانش منور می گشتند در مواردی دانش خود را به دیگران نیز انتقال می دادند که مجموعه این آموزه ها با عنوان روایات منقول از زنان صحابی در کتب روایی جمع گردیده است.

 

نویسندگانی که همت خویش را در بررسی احوال راویان صرف نموده اند در زمره راویان مرد، نام این زنان را نیز ثبت کرده و به روایات آنها اشاره کرده اند. در کتاب تنقیح المقال مامقانی، جلد سوم صفحات 69 تا 83 و نیز در کتاب معجم رجال الحدیث، جلد 23 صفحات 170 تا 201، در کتابهای اعیان الشیعه و رجال شیخ طوسی و یا کتابهایی چون اسدالغابه جلد 5 و یا بخش هشتم الاصابه و یا جلد 8 طبقات الکبری، احوال این بانوان مورد بررسی قرار گرفته است.

 

برخی کتابهایی که به طور خاص در مورد زنان برجسته مسلمان به تحقیق پرداخته اند نیز شرح حال مفیدی را در رابطه با آنها به رشته تحریر در آورده اند.

 

کتابهایی چون اعلام النساء، اثر محمدرضا کحاله، اعیان النساء اثر محمدرضا حکیمی، بلاغات النساء اثر ابن طیفور، ریاحین الشریعه اثر شیخ ذبیح اللّه محلاتی، «اعلام النساء المؤمنات» اثر محمد الحسون و ام علی مشکور یا «محدثات شیعه» اثر خانم نهلا غروی نائینی و یا «زنان دانشمند و راوی حدیث» اثر احمد صادقی اردستانی.

 

لازم به ذکر است در میان این تحقیقات، جای اثری که پس از اطمینان به صحت روایات منقول از جانب این بانوان، روایات آنها را نقل کرده باشد بسیار خالی است.

 

با توجه به سؤالات جدیدی که در زمینه مسایل زنان با تحول و تطور جوامع پیش آمده ضروری می باشد که عالمان شیعه با اتکا به ثقلین و منابع عظیم و گسترده ای که در دسترس شیعیان می باشد مباحث نو و مورد نیاز جامعه نوین را طرح نموده و غنای مکتب تشیع را به عیان در منظر عموم قرار دهند.

 

در برخی کتابهایی که محققان شیعه در توصیف زنان راوی نگاشته اند مکررا به روایات زنانی برمی خوریم که به دلایل متعددی، مجعول بوده و حقیقتا روایت پیامبر(ص) نمی باشد.

 

بیان شرح حال این زنان در زمره زنان راوی حدیث از اعتبار علمی تحقیق کاسته و نگرش دقیقی را نسبت به فعالیت علمی
بانوان در عصر رسول خدا(ص) به دست نمی دهد. تهذیب این تحقیقات از آنچه گذشتگان بیان کرده اند و حقیقت نداشته است بسیار ضروری می باشد.

 

به هر حال، در این نوشتار بیان نام زنان راوی حدیث یا شرح حال آنان مورد نظر نیست چرا که دیگران به تفصیل به آن پرداخته اند و نام این زنان به گونه های مختلف در کتب متعدد ذکر شده است.

 

تعداد این بانوان به تناسب اوضاع سیاسی زمان و میزان فشار حکومت برای جدایی جامعه از ائمه(ع) متغیر بوده است لذا در زمره دانش آموختگان دانشگاه امام صادق(ع) نام بیش از سی زن ثبت است حال آنکه تعداد زنانی که از امام حسن عسگری(ع) علم آموخته اند بیش از یکی دو نفر ذکر نشده است.

 

آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد تنوع مباحثی است که این بانوان آموخته اند. چرا که بسیاری گمان می برند که پیامبر یا ائمه(ع) فقط به آموزش مسایل اختصاصی بانوان، به آنان، بسنده کرده اند و سایر معارف را به مردان جامعه آموخته اند.

 

در تحقیقی نه چندان مبسوط، مجموعه ای از مطالبی که زنان از معصومین(ع) آموخته و به دیگران یاد داده اند چنین یافت شد:

 

1ـ مباحث عرفانی(8)

 

الف) آموزش ادعیه به برخی بانوان

 

به ام داوود: دعای استفتاح توسط امام صادق(ع)

 

به ام سلمه: دعایی توسط امام صادق(ع)

 

به زنی جهت بهبودی فرزندش (توسط امام صادق(ع))

 

به مادر عبداللّه بن علی: دعا جهت بهبود بیماری فرزند (توسط امام صادق(ع))

 

ب) به زینب عطاره: شرح مفصل تحولات

 

هستی تا اینکه منجر به پیدایش زمین و انسان شده و تفسیر آیاتی از قرآن که در زمینه پیدایش جهان سخن به میان آورده (توسط پیامبر(ص))

 

2ـ مباحث اخلاقی(9)

 

به اسماء: بیان تأثیرات مخرب چاپلوسی، توصیه به پرهیز از دروغ ولو در امور جزیی و ساده (توسط پیامبر(ص))

 

ـ توصیه به زنی جهت توبه از هر گناه کوچک یا بزرگ

 

به بانویی: بیان فضیلت ذکر و پرهیز از روابط آلوده با نامحرم

 

به عایشه: تبیین چگونگی محاسبه اعمال افراد (توسط پیامبر(ص))

 

به همسر حسن صیقل: بیان زشتی بی تابی در مرگ عزیز از دست رفته (توسط امام صادق(ع))

 

به فاطمه دختر امام رضا(ع): توصیه به کنترل خشم و غضب و به اخلاق نیکو داشتن و پرهیز از ایجاد وحشت برای مسلمانی دیگر (توسط امام رضا(ع))

 

3ـ مسایل اجتماعی(10)

 

به جویره: در زمینه آزاد کردن بردگان و وضعیت آنان در جامعه اسلامی (توسط امام صادق(ع))

 

به سالمه: در مورد لزوم استحکام روابط اجتماعی و وجوب صله رحم (توسط امام صادق(ع))

 

به ام الدرداء: توصیه به استحکام روابط اجتماعی و نیکی به دیگران ولو به صورت دعای خیر در حق آنان (توسط پیامبر(ص))

 

به ام مبشر: بیان شیوه رفتار اجتماعی مناسب (پرداخت زکات، پرهیز از تبهکاران و ...)(توسط پیامبر(ص))

 

به ام کلثوم: بیان حکم وساطت در جهت اصلاح بین دو فرد (توسط پیامبر(ص))

 

4ـ مسایل سیاسی(11)

 

به ام سلمه: تفسیر آیه فاولئک مع الذین انعم اللّه علیهم ... و تعیین مصادیق آن، که چهره های سیاسی برجسته صدر اسلام بودند (توسط پیامبر(ص))

 

به ام هانی: تفسیر آیاتی از سوره تکویر که
به آینده حکومت در جامعه اسلامی اشاره می نماید (توسط امام باقر(ع))

 

به فاطمه دختر هیثم: آشکار ساختن چهره یکی از رهبران سیاسی آینده که موجب انحراف افراد بسیاری می شود (توسط امام هادی(ع))

 

به ام سعید: معرفی سرور شهیدان و ارزش زیارت با بصیرت و معرفت او (توسط امام صادق(ع))

 

به ام حرام: بیان اطلاعاتی در مورد فتوحات آینده مسلمین (توسط پیامبر(ص))

 

به ام سلمه: تبیین رهبران آینده جامعه اسلامی (توسط پیامبر(ص))

 

به حبابه والبیه: تعیین مرز بین اهل حق و اهل باطل (توسط امام حسین(ع))

 

به فاطمه بنت الحسین(ع): تعیین گروهی که حرکت صحیح اعتقادی و سیاسی دارند و آزاری که این گروه از دشمنان خود می بینند (توسط امام حسن(ع) و امام حسین(ع))

 

و نیز بیان اطلاعاتی در مورد گروهی که در کنار نهر فرات به شهادت می رسند (توسط امام حسین(ع))
به ام سلمه: بیان اطلاعاتی در زمینه قیام حضرت مهدی(ع)، وصف آن حضرت و اینکه حضرت عیسی(ع) در نماز به ایشان اقتدا می نماید. (توسط پیامبر(ص))

 

ـ یادآوری توصیه های پیامبر(ص) به مسلمانان در زمینه تعیین حاکم جامعه اسلامی (توسط فاطمه(س)) خطاب به همه مردم به ام فروه: بیان موقعیت ویژه شیعیان که علی رغم عدم شهود مرتبه و جایگاه حقیقی خویش، به جهت اطاعت از رهبران خود هر نوع مشقتی را تحمل می کنند (توسط امام باقر(ع))

 

برای نمونه در اینجا متن یکی از روایات ذکر می گردد: ام هانی از رسول خدا(ص) روایت کرده است: روزگاری می آید که اگر نام شخصی را بشنوی بهتر خواهد بود از اینکه خود او را ببینی و اگر صرفا او را ببینی بهتر خواهد بود از اینکه او را آزمایش و امتحان کنی زیرا اگر او را امتحان کنی اوضاع دیگری برای تو روشن خواهد شد چرا که دین برخی از مردم پول آنها، هدف آنها انباشتن شکم، قبله گاه آنان شهوات جنسی آنها خواهد بود.

 

چنین مردمی برای نانی تعظیم، برای درهمی سجده و خضوع ذلت بار می نمایند و زندگی آنها با حال سرگردانی و اضطراب سپری گردد چنان که نه چون مسلمان باشند و نه نصرانی گردند.

 

5ـ مسایل اقتصادی(12)

 

به ام حسن و ام حبیبه خافضه: بیان اموری چند در ارتباط با مشاغلی که زنان به آن می پرداخته اند چون نخ ریسی یا آرایشگری (توسط پیامبر(ص))

 

به زینب عطاره: آموزش روش معامله صحیح (توسط پیامبر(ص))

 

به ام معبد: بیان ارزش کشاورزی (توسط پیامبر(ص))

 

به ام سعد: بیان رعایت اعتدال در مصرف آب جهت وضو و غسل (توسط پیامبر(ص))

 

به نمونه ای از این روایات اشاره می شود: پیامبر(ص) به زینب عطاره فرمودند: هنگام تجارت، معامله را نیکو قرار ده و از فریب مشتری بپرهیز زیرا علاوه بر آنکه به تقوای الهی نزدیکتر است موجب پایداری بیشتر سرمایه ات نیز خواهد بود.

 

6ـ احکام

 

الف) احکام خاص بانوان(13)

 

به اسماء: بیان حکم زن نفساء در حج (توسط پیامبر(ص))

 

به حماده: بیان فساد بعضی شروط ضمن عقد (توسط امام صادق(ع))

 

به ام حمید: بیان حکم نماز زن در مسجد یا در منزل (توسط پیامبر(ص))

 

به سعیده و منّه: آموزش نحوه حضور زن در برخورد با نامحرم (توسط امام صادق(ع))

 

به همسر حسن صیقل: حکم به جا آوردن نماز میت توسط بانوان (توسط امام صادق(ع))

 

به ام انس و ام عطیه: آموزش شیوه غسل

 

میت زن (توسط پیامبر(ص))

 

به ام حبیبه: بیان احکام عده وفات (توسط پیامبر(ص))

 

به بانویی: بیان احکام زن در ایام استحاضه

 

به ام حکیم: تفسیر آیه سیزده سوره ممتحنه (اذا جاءک یبایعنک ...) (توسط پیامبر(ص))

 

ب) احکام عمومی(14)

 

به ام سلمه: بیان حکم قربانی در حج (توسط پیامبر(ص))

 

به حبابه: حکم حرمت استفاده از برخی داروها (توسط حضرت علی(ع))

 

به ام سلمه: آموزش آداب نماز میت و بیان بخشی از فلسفه احکام (توسط امام صادق(ع))

 

ـ بیان فضیلت و حکم حج نیابی به زنی که از جانب پدر خود، حج به جا آورده بود (توسط پیامبر(ص))

 

به بانویی: آموزش حکم حرمت شراب

 

به زنی: آموزش حکم نماز شب فرد مسافر

 

7ـ امور بهداشتی و درمانی(15)

 

ـ آموزش درمان دختری به پدر آن دختر (توسط امام صادق(ع))

 

ـ بیان مسایل بهداشتی به ام سعد (توسط پیامبر(ص))

 

ـ آموزش درمان کنیزی که بیمار بوده (توسط امام صادق(ع))

 

ـ آموزش درمان زنی که بیمار بوده

 

ـ آموزش درمان زن بیماری (توسط امام سجاد(ع))

 

ـ درمان حبابه (توسط امام حسین(ع)

 

ـ آموزش روش درمان زن بیماری به نام خالد عبدیه (توسط امام صادق(ع))

 

ـ بیان نکته ای طبی به زنی (توسط امام صادق(ع))

 

ـ تعلیم نوع تغذیه مناسب زن حامله

 

ـ آموزش درمان بیماری زنی (توسط امام علی(ع))

 

ـ توصیه به استفاده از دارویی خاص به
کنیز خود و تعلیم شیوه ساختن آن دارو (توسط امام باقر(ع))

 

ـ آموزش روش تشخیص بیماری زنی (توسط حضرت علی(ع))

 

ـ توصیه رعایت بهداشت و نظافت بدن به فاطمه(س) (توسط پیامبر(ص)).

 

با نگاهی گذرا به روایات نقل شده توسط این بانوان درمی یابیم که سیره عملی معصومین(ع) بر آن بوده که زنان، چون مردان دانش آموزند و با معارف مختلف آشنا گردند.

 

به دلیل تشویق همگان به علم آموزی بوده است که در تاریخ، مکرر به نام بانوان فاضلی برخورد می کنیم که به نشر علم خود پرداخته اند.

 

آنان می دانستند که طلب علم بر زنان واجب است و از طرفی دیگر زکات علم نیز نشر آن می باشد. زنانی که راویان احادیث معصومان بوده اند از منزلتی بس بالا برخوردار بودند.

 

مگر نه آنکه صادق آل محمد(ص) فرموده بود:
«اعرفوا منازل شیعتنا بقدر مایحسنون من روایاتهم عنا؛(16) منزلت شیعیان ما را به میزان روایاتی که از ما نقل می کنند بشناسید.»

 

نمونه هایی از تلاش علمی زنان

 

تلاش علمی زنان در صدر اسلام جلوه های مختلفی داشته است که با تحقیقی از سر حوصله و صبر می توان موارد متعددی را جمع آوری و ارائه نمود.

 

ـ گاه ام ورقه را می یابیم که قرآن را نوشته و جمع آوری کرده است. او که آرزوی شهادت در دل می پرورانده این نیاز درون را با رسول خدا(ص) در میان گذاشته و حضرت در حق او دعا می کردند.(17)

 

ـ ام سلمه زنی محقق است که به پیامبر(ص) گوید: ای رسول خدا! پدر و مادر به فدایت! من کتابهای آسمانی را مطالعه کرده ام و به دست آورده ام که هر پیامبری وصی و جانشینی دارد و جانشین خود را نیز در زمان حیات خود به مردم معرفی می کند حال وصی تو کیست؟(18)

 

ـ ام ایمن بانوی فاضل دیگری که در دلتنگی فقدان رسول سخت می گرید.

 

مسلمین که خود از رحلت پیامبر(ص) اندوهگین هستند بی تابی او را بیش از حد متعارف می بینند.

 

از او در مورد گریه های فراوانش سؤال می نمایند و او می گوید: می دانستم پیامبر(ص) نیز مانند سایرین بالاخره وفات خواهد کرد ولی سوز درون من بدان جهت است که با فقدان رسول خدا(ص) وحی آسمانی نیز قطع خواهد شد.(19) اندوه گرانبار این بانو در انفصال از علم الهی نشان از اوج معرفت او دارد.

 

ـ گاه راوی گوید که در مسجد و در منظر امام باقر(ع) به زنی قرآن آموزش می دادم.

 

این عمل با سکوت امام مورد تأیید آن حضرت است.

 

هر چند آن گاه که آلوده به روابطی خارج از حریم شریعت الهی می شود و مقرون با شوخی بین مردی و زنی نامحرم، آن امام شکافنده علوم، از این آموزش آلوده باز می دارد.(20)

 

ـ حبابه والبیه گوید در محل تدریس امام باقر(ع) در مکه حضور یافتم؛ حدود هزار معضل علمی را پاسخ دادند که شاهد بوده و مطالبی آموختم.(21)

 

از این نمونه ها فراوان می توان نقل کرد.

 

هر چند با تطور زمان و تحول جوامع، تلاش علمی بانوان فراز و نشیب بسیار یافته است.

 

در جامعه ای که اسلام ناب محمدی(ص) اقتدار داشته است هم زنان جوینده علم فراوان بوده اند و هم بانوان استاد و آن گاه که اجتماع به سوی تأمین هوس قدرتمندان و اطاعت از زورمداران حرکت می کرده این حرکت بسیار کند شده و شتاب چندانی نداشته است. در فضایی که نخبگان، ارزش زنان را بر مدار فضایلی چون اوج در اندیشه، فزونی در دانش، گستردگی در مهر و محبت، سبقت در ایثار و ... تعریف می نمودند و حاکمان نیز قدرت حکومت را ابزاری در جهت ایجاد و تثبیت این ارزشها به کار می گرفتند دانش بانوان چه در کمیت و چه در کیفیت رشد بسیاری می یافت و زمانی که خواص جامعه، در پی ارضای شهوات خود و نیز در خودباختگی نسبت به فرهنگ آلوده روم و ایران یا شرق و غرب، ارزش زن را در طنازی و عشوه گری و دلبری او تلخیص نمودند، هم زنان اندیشمند رو به کاستی نهادند و هم عمق دانش بانوان رو به کاهش گذارد.

 

لذا قرنها جوامع مسلمانان ما با بلای جهل زنان، سطحی نگری آنها و فقدان متفکران بزرگ زن روبه رو بوده است.

 

از یاد نبریم که تحجر برخی مقدس مآبان نیز بر گستره این آفت عظیم افزود. آنان که در رعایت حریم روابط زن و مرد، کاسه از آش داغتر شده، خود شریعتی جدید برای بانوان بنا نهادند.

 

و تا بدان جا پیش رفتند که ترک واجباتی چون امر به معروف و نهی از منکر را به بهانه آنکه ممکن است نامحرم صدای زنی را ولو به دور از ظرافتهای صوتی بشنوند و یا حجم بدن او را ولو پوشیده در حجابی کامل، ببیند، جایز شمردند.

 

نهایتا تا بدان جا پیش رفتند که گاه حتی همسران خود را برای زایمان به اجبار به دست مردی بیگانه سپردند و بر تداوم جهل زنان مسلمان پای فشردند.

 

آن جماعت فراموش نمودند اگر نیمی از پیکره اجتماع را در جهل خویش وا گذاریم نیم دیگر نیز از این آفت ضررها خواهد دید.

 

فرزندانی که دست پرورده این بانوان جاهل باشند نسل آینده امت اسلامی را چگونه خواهند ساخت؟

 

اگر زنان مستعد جامعه اسلامی، امکان رشد فکری را نیابند جامعه اسلامی با چه محرومیتهایی مواجه خواهد شد؟

 

نهایتا با حرمان بخش عده ای از اجتماع از علوم مورد نیاز، جوامع دیگر در دانش و صنعت از مسلمین پیشی گرفته و مسلمانان برای رفع نیاز خود مجبور به تن دادن به ذلت گدایی از غیر می گردند.

 

محصول این تحجر کجا و عمل به کلام خدا کجا که فرمود «للّه العزة و لرسوله و للمؤمنین».

 

نگوییم مراد از این عزت، عزت اخروی است که این شریعت، دین دنیا و آخرت است و توصیه به آبادانی دنیای مسلمین نیز دارد.

 

لازمه عزت دنیوی، استغناء مسلمانان از کفار و لازمه آن برخورداری از علم و ابزار مورد نیاز جهت زندگی سالم می باشد.

 

پس بر همگان لازم است به فراخور استعداد و همت خویش برای جامعه اسلامی عزت آفرینند.

 

این جماعت به بهانه چند روایت که حاوی نکاتی بس ظریف بود و با تغافل نسبت به آن همه حدیث دیگر و سیره عملی معصومین(ع)، مشارکت علمی بانوان را برنتافتند و سواد نوشتن را ولو جزء غیر قابل تفکیک علم آموزی باشد به منزله فعل حرام نامیدند.

 

سخنرانی فاطمه(س) را در اجتماع مسلمین به فراموشی سپردند و تنها به نقل آن بانوی بزرگ در اجتناب از نامحرم اکتفا کردند و ... در قضاوتی منصفانه باید پذیرفت که رواج بی بند و باری و فساد اخلاقی موجود در جوامع نیز این جماعت را در اندیشه خود استوارتر می ساخت.

 

از جانبی دیگر اگر به این معضل جامعه زنان در کشورهای اسلامی نظر کنیم سستی همت زنان را نیز عاملی مهم در این مسأله خواهیم یافت.

 

زنان به دلیل مشغله زندگی و به جهت اشتغال به امور خانه، همسر و فرزندان از فراغ بال کمتری جهت دانش اندوزی برخوردار بوده اند و از طرفی دیگر در عهد حاکمیت امویان و عباسیان و عثمانیان و نیز حکومتهای سکولار غربزده، زنان از امنیت اجتماعی لازم جهت حضور در محافل علمی برخوردار نبودند.

 

رعایت فرهنگ عفاف از لوازم اولیه زندگی زن مسلمان محسوب می شود و جوامع تحت سلطه این حکومتها، قاصر از رعایت این فرهنگ بود.

 

تمامی این عوامل دست به دست هم داده و تا قرنها تاریخ را جز در مواردی اندک، خالی از نام زنان بزرگ دانشمند، ساخته است.

 

1 ـ الاصابه، ج4، ص376؛ پاسخهای فضه بدین گونه بود در جواب از کجا آمده ای؟ «تنادون من مکان بعید» به کجا می روی؟ «و للّه علی الناس حج البیت»، از چه زمانی از قافله جدا مانده ای؟ و لقد خلقنا السموات و الارض فی ستة ایام». آیا میل به غذا داری؟ «و ما جعلناهم جسدا لا یأکلون الطعام» سریعتر حرکت کن. «لا یکلف اللّه نفسا الا وسعها» آیا بستگانی در قافله داری؟ «یا داوود انا جعلناک خلیفة فی الارض» «و ما محمد الا رسول» «یا یحیی خذ الکتاب» «یا موسی انی انا اللّه » این مردان با تو چه نسبتی دارند؟ «المال و البنون زینة الحیاه الدنیا» و ...
2 ـ رجال کشی، ص366 روایت شده که امام رضا(ع) فرمودند: ان سعیدة مولاه جعفر(ع) کانت من اهل الفضل کانت تعلم ما سمعت من ابی عبداللّه (ع) ...
3 ـ بحار، ج52، ص20.
4 ـ ترغیب، ج3، ص76، صحیح بخاری، ج8، ص149، صحیح مسلم، ج8، ص39، ابوسعید خدری گوید زنان به پیامبر(ص) گفتند: تعلمنا مما علمک اللّه فاتاهن النبی فعلمهن مما علمه اللّه .
5 ـ الاستیعاب، ج4، ص464 و الاصابه، ج4، ص462.
6 ـ وسائل، ج8، ص125.
7 ـ به نقل از المرأ فی القرآن و السنه، ص39.
8 ـ مأخذ این گروه از روایات عبارت است از: بحار، ج95، ص397، ج88، ص371، ج36، ص348، مکارم الاخلاق، ص395 و 452؛ فروع کافی، ج3، ص478، توحید صدوق، ص276.
9 ـ محجة البیضاء، ج5، ص245، اسدالغابه، ج5، ص592، کنزالعمال، ج3، ص621، بحار، ج7، ص263 و ج68، ص388، فروع کافی، ج3، ص225، عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص71.
10 ـ فروع کافی، ج7، ص55، بحار، ج71، ص96، تهذیب، ج8، ص253، استبصار، ج4، ص23، اسدالغابه، ج5، ص581، بهجة الامال، ج7، ص107.
11 ـ کافی، ج1، ص141 و 472، بحار، ج36، ص347 و 348 و ج50، ص176، ج51، ص102 تا 105، ج27، ص120، کامل الزیارات، ص110، سفینة البحار، ج3، ص450، رجال کشی، ص114، تنقیح المقال، ج2، ص177.
12 ـ وسائل، ج12، ص93، فروع کافی، ج5، ص311، مستدرک الوسائل، ج2، ص418، توحید صدوق، ص276، اسدالغابه، ج5، ص586.
13 ـ بحار، ج96 و ج59، ص266، فروع کافی، ج5، ص381 و ص526 و 527 و ج3، ص179، التهذیب، ج1، ص302، اسدالغابه.
14 ـ فروع کافی، ج3، ص181، بحار، ج63، ص487، و ج80، ص133 و ج96، ص118 و 197 و ج59، ص85 ـ 86، تهذیب، ج3، ص189، علل الشرایع، ص303.
15 ـ بحار، ج59، ص173 و 266 و 88 و 89 و 122 و 294 ـ 299 و 166 ـ 168 و 156، ج92، ص151 ـ 150، ص149، ج46، ص631، الاستیعاب، ج4، ص456، کشف الغمه، ج1، ص173.
16 ـ بحار، ج2، ص82.
17 ـ البیان، آیت اللّه خویی، ص253، الاتقان سیوطی، ج1، ص250.
18 ـ اعلام النساء المؤمنان، ص128، شبیه این مطلب در مورد ام سلیم در بحار، ج25، ص190 ـ 185 ذکر شده است.
19 ـ الاصابه، ج4، ص433.
20 ـ وسائل، ج20، ص198 عن ابی بصیر، قال: کنت اقرأ امرأة القرآن و اعلمها ایاه قال: فمازحتها بشیئی فلما قدمت علی ابی جعفر(ع) قال لی: یا ابابصیر! ای شیئی قلت للمرأء؟ ففلعت بیدی هکذا یعنی غطیت وجهی فقال: لاتعودن الیها.
21 ـ بحار، ج46، ص259، حبابة الوالبیة قالت: رأیت رجلاً بمکة ... یستفتونه عن المعضلات و سیفتحون ابواب المشکلات فلم یرم حتی افتاهم فی الف مسئله ...     

 

 منبع:مجله پیام زن

 پدید آورنده : زهرا آیت اللهی ، صفحه 18

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved