• تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1387

انقلاب اسلامي و جهاني ديگر(1)


انقلاب اسلامي و جهاني ديگر(1)

سخنراني حسن رحيم پور
بسم الله الرحمن الرحيم
وقتي خاطرات شخصي سركارخانم طباطبايي را كه مشاهدات ايشان در بيت امام(ره) بوده است مي¬شنيدم با خودم فكر مي¬كردم كه نسل ما، در درجه¬ي اول به خاطر همين ويژگي¬هاي امام(ره) بود كه به او ايمان آورديم و به فرمان او وارد آتش شديم. همزمان با ايشان فقها، فيلسوفان و متكلمان بسياري بودند، حتي عارفاني كه در عرفان نظري مراتبي بالا داشتند. سياسيون و انقلابيون هم كم نبودند، آنهايي كه عليه دستگاه شاه حرف¬هاي راديكال و تندي هم مي زدند و حتي به کارهاي چريكي دعوت مي¬كردند. ولي نسل ما به هيچ¬كدام از آنها ايمان نياورد، اگرچه ممكن بود به همه¬ي آنها احترام بگذارد.
جسته و گريخته مطالبي به گوش نسل ما مي¬رسيد. بسياري از برادران¬مان امام(ره) را هيچ¬گاه از نزديك نديده بودند ولي به گونه¬اي عمل مي¬كردند كه گويي شب و روز با امام(ره) بوده¬اند. لزومي هم ندارد كه بعضي انسان¬ها را از نزديك ببينيم، آنچه بايد ديد خصلت¬هاي بزرگ انساني است. امام(ره) در نامه¬نگاري و حتي به تعارف، خلاف واقع نمي¬نوشت. فرضا نمي¬نوشت من هميشه به ياد شما هستم و مي¬گفت من گاهي به ياد شما هستم. آنچه براي ما مهم بود همين بود که فردي بچه هاي نسل ما فرمان جهاد و شهادت مي دهد كه جان انسان و حتي كوچك¬ترين حريم و عادي¬ترين آدمها براي وي مهم و مقدس است، كسي با ما حرف مي زند كه نه تنها بر تخيل خود بلكه بر تفكر خويش نيز مسلط است.البته افراد فقيه و عالمي هم داشتيم كه بدون اين¬كه مجاهد باشند تقيه مي¬كردند. چون تقيه مخصوص مجاهدين است نه قاعدين. اين افراد مجاهد نبودند ولي تقيه هم مي¬كردند. براي دين و براي مفاهيمي كه از آن حمايت مي كنند نه حتي يك سيلي خوردند و نه حاضر شدند بخورند. هيچ نسلي هم به فرمان اين طور افراد به استقبال مرگ و شهادت نرفته و نمي¬رود. مردم به فرمان كسي بچه هاي¬شان روانه مي¬کنند که به حرفي كه مي¬گويد اعتقاد دارد و دنبال هيچ چيز براي خود در اين دنيا نيست. اين برجسته¬ترين محور شخصيت امام(ره) بود.
آن چهره¬اي كه از امام(ره) و انقلاب در بيش از 2 دهه دنيا تبليغ مي¬شود چهره¬ي حقيقي ايشان نيست. اگر امام(ره) وارد عرصه¬ي سياست، جهاد و شهادت شدند از نقطه عزيمت عرفان ايشان بود. ولي چهره¬اي كه از امام(ره) و انقلابِ او با عنوان بنيادگرايي ديني ترسيم كرده¬اند تصويري فناتيك، متعصب، خشن، تروريست، جذم انديش، تمدن¬سوز، آزادي¬ستيز و ضددموكراسي است. به اين منظور که جلوي موج عظيم انقلاب امام(ره) را در سطح جهان اسلام و كل دنياي بشري بگيرند و البته نخواهند نتوانست.
چرا كه بشريت مي فهمد و مي¬داند که خشونت و تعصب واقعي و استكبار حقيقي در كدام طرف است. نام¬هايي كه بر انقلاب امام(ره) گذاشتند همچون راديكاليزم مذهبي، بنيادگرايي اسلامي و ديني، تروريزم بين المللي و تعابيزي اين¬چنين تا راحت تر بتوانند جنبش مقاومت اسلامي و ملت ما را سركوب، اعدام، شكنجه و تخريب كنند. اکنون بعد از دو دهه و نيم نتوانستند اين موج را متوقف كنند، موج كوچكي كه از حلقه¬هايي محدود در ايران آغاز شد و امروز در كجاي دنياست كه ايجاد موج هاي جديد نكرده باشد.
زماني كه در واشنگتن بين كاخ سفيد و كنگره، بزرگترين تجمع تاريخ آمريكا با بيش از يك ميليون آمريكايي در اعتراض به ايجاد ممانعت نسبت به تحصيل زنان با حجاب صورت مي¬گيرند نشان مي دهد كه پروژة متوقف كردن نهضت امام(ره) شكست خورده است صدايي كه قرار بود خفه شود به اقصي نقاط عالم رسيد.
چنان¬چه به برخي تعابيري كه براي نهضت امام(ره) به كار بردند نظري بيفکنيم دريافت مي¬کنيم که از لحاظ تئوريك اين مفاهيم يك به يك شكست خورد. البته در اين¬جا منظور توطئه¬هاي سياسي و اقتصادي و نظامي نيست بلکه توطئه¬هاي تئوريك و نظري است كه عليه انقلاب صورت گرفته است.
ابتدا در مباحث روشنفكري و تئوريك در غرب و بعد هم ترجمه¬ي آن آثار در كشورهاي اسلامي و ايران عنوان کردند كه اساسا انقلاب ديني تركيب نامفهوم است. چرا که انقلاب مفهومي مدرن به معناي نفي، نقد، براندازي سيستم موجود و اعتراضي به وضع موجود است و هيچ كدام از اين مفاهيم، مفهومي سنتي نيستند، در حالي كه دين متعلق به سنت است و لذا انقلاب ديني تركيبي نامفهوم است. دين و سنت معتقد به توجيه وضع موجود و ذاتا محافظه كار است، اما انقلاب به نفي وضع موجود مي¬پردازد.
تمام اين اعتقادات به خاطره¬ي تاريخي كه خود غربي¬ها از دين و سنت دارند مستند بود. چون دين، مذهب و سنتي كه در غرب و اروپا بوده است آميخته با يك نوع محافظه كاري و ضد تغيير و تحول و ضد نفي و نقد است و به مفهوم توجيه وضع موجود و به عنوان معيشت مذهبي و الهي تغيير معنا داد. آنها حتي انقلاب و اعتراض را جزو مفاهيم مدرن مي¬شمارند در حالي كه در فرهنگ اسلامي وشيعي و فرهنگ امام(ره)، حق انقلاب، اعتراض، مقاومت، نفي و نقد و براندازي حكومت جائر و ظالم، يك حق اصيل و ريشه دار ديني است.
بعد نظريه¬ي ديگري متولد شد كه بعضي از متفكران برجسته پست مدرن مانند فوكو مطرح کردند. فوکو گفت كه انقلاب ديني كه امام(ره) كرده¬است و در حال گسترش است اولين گام براي رسيدن به جهان پست مدرن بود. يعني انقلاب امام(ره) اولين انقلاب پست مدرن بود.
تئوري ديگري كه در برابر انقلاب ديني پيش گرفته شد اين بود كه فرضا انقلابي ديني حادث شد و مرز سنت را در هم شكست و به تعبيري حتي يك «مقدسه¬ي پست مدرن» بود. مساله بعدي اين است كه چه گونه مي¬توان يك انقلاب را مهار كرد و نظريه¬ي رايج ليبرالي مطرح شد كه انقلابها مضرند و بايد به اصلاح بينديشيم.
اصلاح و اصلاحات(Reformation) جايگزين انقلاب (Revolution) شود که يك تئوري كاملا محافظه¬کارانه بود و توسط نظريه¬پردازان نئوليبرال عليه انقلاب امام(ره) مطرح گرديد. هدف اين بود كه کاري شود كه انقلاب ديني امام(ره) و به تعبير آنها بنيادگرايي ديني در سطح كشورهاي اسلامي و محافل روشنفكري آنها در جهان اسلام گسترش پيدا نكند. راه¬کاري که اتخاذ شد چند بخش داشت. در ابتدا لازم بود گفته شود انقلاب اساسا مضر است و يك نوع بيماري است. به حكومت¬هايي كه وابسته به غرب هستند و برخي كشورهاي اسلامي توصيه کردند كه مقداري فضاي باز بدهند و اصلاحات كنند، به شرط آنكه جريانات ديني، مردمي و طبقات پايين انقلاب نكنند. به عبارتي ايدة اصلاحات و رفرم طرحي براي مهار انقلاب بود كه شاه در سالهاي دهه 40 ـ 50 تحت عنوان اصلاحات و انقلاب سفيد شاه و ملت طرح كرد و طرحي آمريكايي بود. همان تئوري امروز دوباره مطرح شده است.
طرح خاورميانه بزرگ¬تر كه امروز آمريكا مطرح كرده است با اين هدف كه كشورهاي اسلامي لازم است با انجام اصلاحاتي، كمي دموکراتيك شوند. اين دقيقا طرحي است كه بعضي معتقدند باعث شد انقلاب 15 خرداد امام(ره) به تعويق بيفتد. البته اين در حد يک اظهار نظر است. امروز اين تئوري را در سطح كلان استفاده مي¬كنند و به رژيم¬هاي وابسته به خود توصيه مي¬كنند که براي جلوگيري از انقلاب ديني، مقداري اصلاحات كنترل شده¬ي سياسي و اقتصادي انجام دهند و براي بقاي خود يك سري دموكراسي¬هاي محدود ايجاد نمايند. چرا که انقلاب امام(ره) كل كشورهاي خاورميانه را تحت تاثير معرفتي خود و در معرض انقلاب قرار داده است.
براي آنها بسيار غيرعادي است که شعارهايي كه بيست سال پيش تنها در ايران داده شده بود، امروز در ده¬ها كشور سر داده مي¬شود. روزگاري پرچم آمريكا فقط در ايران به آتش كشيده مي شد و امروز - در خلال جنگ¬هاي اخير- در بيش از هشتاد كشور دنيا و حتي در داخل خود آمريكا، پرچم اين کشور به آتش كشيده مي¬شود. اين به معناي اين است كه آتشفشان انقلاب نه تنها مهار نشد بلکه گسترش پيدا كرد. طرح خاورميانه بزرگ¬تر نيز در راستاي جلوگيري از انقلابات در کشورهاي اسلامي در دستور کار قرار گرفته است.
مساله صدور انقلاب كه يكي از محكمات تفكر امام(ره) مي¬باشد در رسانه¬هاي گروهي دنيا و بعضا در كشور خودمان، متاسفانه به عنوان نكته¬اي منفي در كارنامه و افكار امام(ره) مطرح مي¬گردد. چندين بار امام(ره) خود صريحا گفتند كه منظور از صدور انقلاب، لشكركشي، بمب گذاري و كشتن انسان¬هاي بي گناه نيست. اساسا صدور انقلاب مقوله¬اي نظامي نيست و توان و عقيده آن را هم نداريم. حتي در خود ايران نيز از طريق نظامي انقلاب نشد. امام(ره) معتقد نبود كه با بمب¬گذاري و فعاليت¬هاي چريكي مي¬توان رژيم شاه را سرنگون كرد. ايشان اعتقاد داشتند كه راه انقلاب، بيداري و اتحاد مردم، رشد آگاهي¬هاي اجتماعي و فداكاري است. البته در شرايطي اگر لازم باشد مي توان دست به سلاح و اجبار برد. يعني ابايي از جهاد مسلحانه نداريم و در شرايط خاص اين مساله جزء محكمات شريعت ما است. اما مسير انقلاب¬هاي مردمي و اجتماعي ايجاد آگاهي، اراده و عزم مردمي است.
زماني که انقلاب ما در ايران به اين شکل و بدون استفاده از سلاح به پيروزي رسيده است چه طور منظور امام(ره) از صدور انقلاب ترويج و خشونت است؟ البته عده¬اي توقع دارند مردان و زنان مسلمان را بكشند، مثله و شكنجه كنند، بمباران کنند ولي مسلمانان دست بر اسلحه نبرند و اگر زماني چنين اتفاقي بيفتد خشونت نام مي¬گيرد. در حالي که جناياتي كه در زندان¬هاي ابوغريب و گوانتانامو و فلسطين اشغالي صورت مي¬گيرد و قبل از انقلاب در زندان¬هاي ايران و بسياري از رژيم¬هاي وابسته به غرب صورت مي گرفت و اکنون نيز اتفاق مي¬افتد خشونت نام نمي¬گيرد. از داخل زندان ابوغريب، از زنان مسلمان عراقي نامه¬هايي رسيده است و برخي روزنامه¬ها نيز چاپ كرده¬اند كه انسان طاقت نمي¬آورد تا آخر اين نامه¬ها را بخواند. آنها در اين نامه¬ها در خاست مي¬کنند که اين زندانها را بر سر ما و آمريكايي¬ها خراب كنيد كه هيچ كدام از ما زنده بيرون نياييم.
اين مساله را صدور دموكراسي و حقوق بشر مي¬خوانند اما دفاع ملي را ترور و خشونت بر¬ مي¬شمارند و اين گفتماني است كه در حال ترويج است.
امام(ره) مکررا در بيانات¬شان عنوان کردند كه مراد از صدور انقلاب، رساندن پيام انقلاب و دعوت از ملت¬ها به قيام عليه استبداد و استعمار است. ايشان در زمان حيات¬شان فرمودند که انقلاب صادر شده است و انقلاب¬هاي بزرگ خود صادر مي¬شوند و به صادرکننده نيازي ندارند.
   
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly. All right reserved.