• تاريخ: دوشنبه 30 ارديبهشت 1387

هدايت و عدالت دو بعد حركت


هدايت و عدالت دو بعد حركت

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب العالمين و صلوه و السلام علي جميع انبيائه و رسله و علي سيدنا و مولانا خاتم النبيين ابالقاسم محمد .و علي ابن امه و حسيه من بعد مولانا علي امير المومنين و علي الائمه الهداه من اهل لبيته و الخيره من آله و صحبه و السلام علينا و علي عبادالله الصالحين
فرا رسيدن روز ولادت پربركت امام دوازدهم، ولي عصر عج الله تعالي فرجه الشريف را به همه شما و همه، ملت شريف ايران تبريك عرض مي‌كنم و اميدوارم رهرواني در خور امامت آن امام، اين سلاله پاك از دودمان پيغمبر، و آن الگوي اسلام باشيم و او كه نايب الامامهاي هر زمان با معيار مكارم، فضائل و ارزشهاي عاليه او سنجيده مي‌شوند، تا بتوانند نايب او باشند و چه خوش زمان ما، كه مي‌توانيم به نيت آن همه مكرمت كه در آن امام نهان جستجو مي‌كنيم و آرزو داريم اگر نه صد در صد ولي با درصدي بالا بر نايب آشكارش متجلي ببينيم. موضوع بحث هدايت و عدالت در نوبت و نقش انبياء و پيامبران است،لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الجيب فيه بعث شديد و منافع الناس و ليعلم الله من ينصره و رسوله بالغيب» ما رسولانمان را، پيامبرانمان را با بينات با چيزهايي كه روشن و روشنگراست فرستاديم، تا راه را براي شما روشن كند، و با آنها كتاب و ميزان فرستاديم، كتاب، نوشته اي كه بماند و خوانده شود و قرآن مجموعه خواندني باشد و ميزان، وسيله سنجش معيار، چيزي كه با آن بشود حق را از باطل تشخيص داد و ارزشها را اندازه گيري كرد تا مردم قسم و تفهيم صحيح آنچه خداوند براي بهروزي انسان ها آفريده است را به وجود آورند و بر پا دارند .آهن فرستاديم كه با آن مي‌شود برخوردهاي سخت به وجود آورد وسيله اي براي برخوردهاي قهرمانانه قهرآلود باشد. راي مردم سودها دارد و همه اينها، براي آن است كه معلوم شود چه كساني هستند كه خدا و پيامبرانش را براساس ايمان به وحي و غيب، ياري مي‌كنند آيات فراواني در زمينه بعثت انبياء هست، اما اين يك آيه به تنهايي موضوع بحث را با روشني بيان كرده است .
ما پيامبرانمان را با بينات فرستاديم، پيامبر كه مي‌آيد نقش اولش اين است كه روشنگر است و هدايت مي‌كند، نشان مي‌دهد، انديشه ها را هدايت مي‌كند، پرسشها را پاسخ مي‌دهد، ابهام زدايي مي‌كند، بيان مي‌كند آن نقطه هاي تاريك و مبهم كه به صورت عقده ها و گروه ها مانع آن مي‌شود كه توي انسان بيانديشي سالم انتخاب كني و سالم تصميم بگيري و آگاهانه تصميم بگيري، اين نقطه هاي كور را براي تو مي‌گشاييم و اين مواضع مبهم را براي تو روشن مي‌كنيم، بين يعني روشن و آشكار و خدا با پيغمبران مي‌فرستد، چيزهايي را كه به اين روشني و روشنگري كمك مي‌كند، هر پيغمبري كه مي‌آيد با خودش ابزار روشنگري براي آن مردم، در آن زماني و در آن مكان مي‌آورد، بينات مي‌تواند معجزات انبياء باشد مي‌تواند كلمات انبياء باشد، مي‌تواند عمل انبياء باشد، انبياء و ائمه اينها حجج خدا هستند، بار الها خودت را به من بشناسان، صحبتت را به من بشناسان، نييت را به من بشناسان كه اگر به من نشناساني، من حجت و دليل قاطع تو را نشناسم، انبياء حجت خدا هستند، آيت خدا هستند، نشانه خدا هستند، با انديشه هايشان، با تعاليم شان و با عمل و سنت و شيوه زندگيشان آنچه به نام سيره و سنت براي ما مانده است، انبياء با بينات مي‌آيند، با چيزهايي مي‌آيند كه وقتي بر آدم عرضه مي‌كنند، دل آدم جان آدم و مغز آدم روشن مي‌شود، و با انبياء كتاب مي‌فرستيم و ميزان، نه تنهابينات وسيله هدايت هستند، كتابي را هم كه خداوند مي‌فرستد، براي هدايت مي‌فرستد، ميزاني را هم كه مي‌فرستد، ابزار هدايت است كه مي‌فرستد.انسان در انتخاب راه زندگي و پيمودن راه زندگي به هدايت، راهنمايي و رهبري احتياج فراوان دارد.هدايت دو مرحله دارد، يكي مرحله راهنمايي و نشان دادن راه و ديگري مرحله رهبري يعني رهرو را با خود در صراط مستقيم بردن .معلم به انسان مي‌آموزد، مربي انسان را در مسير مي‌برد، مرشد مي‌آموزد، به انسان راه را نشان مي‌دهد، اما پير راه، انسان را با خود در راه مي‌برد و به همراه خود به سوي آنچه هست مي‌كشاند، و در زندگي اجتماعي رهبر، راههاي سعادتمند زيستن را ترسيم مي‌كند و انگيزه هاي به راه افتادن در اين راه را، در انسان برمي‌انگيزد و اوج مي‌دهد تا انسانها بدانند راه سعادتمند زيستن چيست و در اين راه بيافتند و حركت كنند .انبياء هم نبي اند و هادي، هم امامند و رهبر .البته، معمولا درباره انبياء گفته مي‌شود كه انبياء سه دسته اند; يك دسته آنهايي كه وحي مي‌گيرند تا خود راه را بيابند و بروند بي آنكه مسوول رساندن پيام وحي به ديگران باشند اين به عنوان يك تقسيم گفته مي‌شود.گاهي هم اصرار مي‌شود كه ما از اين گونه انبياء در تاريخ داشته ايم، در فرق ميان نبي و رسول عده اي از صاحب نظران همين طور گفته اند و مي‌گويند، رسول كسي است كه پيام را مي‌گيرد تا ببرد به ديگران برساند، ولي نبي يعني آدمي‌كه خودش خبر مي‌شود، نبي از نباء است يعني كسي كه خبر مي‌گيرد و رسول يعني كسي كه رسالت دارد و پيام را به ديگران بايد برساند .اين صرفاً گفته شده است نمي‌خواهم فعلا وارد اين بحث پيچيده شوم اما اجمالا عرض مي‌كنم كه با زحمت مي‌توان اثبات كرد كه بر صراط وحي و نبوت، ما نبيي داشته باشيم كه هيچ مسئوليت رسالت نداشته باشد، فكر مي‌كنم نتوانيم از نظر تاريخي به راستي يك چنين انبيايي را شناسايي كنيم، ولي به هر حال نبي و رسول حداكثر كارشان اين است كه پيام خدا را بگيرند و به مردم برسانند، ولي امام كارش بيش از اين است، امام كسي است كه جلوي مردم حركت مي‌كند و به مردم مي‌گويد: با من بياييد، نه اينكه اينجا مي‌نشيند و راه را به مردم نشان بدهد و بگويد برويد .مام معمولا مي‌گويد به همراه من بياييد، نه اينكه « برويد» يعني من اينجا هستم آن هم راه، شما برويد، اين معمولا در شاءن امام نيست، امام كسي است كه در جلوي رهروان خود راه را مي‌پيمايد و به راستي امامت، حد اعلاء و شكل متعالي هدايت است.انبياء از اين نظر صحيح است كه دو گونه بوده اند; برخي انبيايي كه توفيق امامت را پيدا كردند و گروهي كه نتوانستند رهرواني را به وجود بياورند تا دنبال آنها حركت كنند.انبيايي بوده اند كه نهضتهاي گرمشان در دلهاي سرد زمانشان اثر چنداني نگذاشته است.اينها صرفاً راه را نشان داده اند، اما حركت كردن و پيشاپيش ديگران حركت كردن يعني رهرواني ساخته شوند و به دنبال رهبر به حركت درآيند.در انبياء نقش امامت مهم است.قرآن از ابراهيم خليل نقل مي‌كند كه بار الها، من را براي اين مردم، امام و رهبر قرار ده، و خداوند مي‌گويد، آري اي ابراهيم ما تو را امام قرار مي‌دهيم، و ابراهيم بعد مي‌گويد، خداوندا از ذريه و نسل من هم مي‌توانند امام باشند، آن وقت پاسخ اين است كه اگر انسانهايي درست و حسابي باشند، اگر اهل ستم و تجاوز نباشند، اگر خود ساخته باشند و خودشان را بسازند، بله، آنها هم مي‌توانند امام باشند و رهبر باشند، و امام و رهبر، در منطق اسلام و منطق قرآن خود پيشاپيش جمعيت حركت مي‌كند، امام جماعت به نماز مي‌ايستد، كجا؟ در پيشاپيش نمازگذاران نمازگذاران هر كلمه اي، هرسخني، هر آيه اي، هر ذكري و هر حركتي و هر كاري و هر عملي از اعمال نماز را به همراه و به جامي‌آورند و امام كسي است كه در عين آن كه پيشاپيش مردم حركت مي‌كند، در عين حال در جمع مردم حركت مي‌كند، انسان هم پيشاپيش مردم حركت كند، هم در جمع مردم حركت كند، چطور، آنجا كه پاي ره گشودن، خطر به جان خريدن، سد شكستن است جلو مي‌افتد، و وقتي كه همه به حركت مي‌آيند و مي‌بيند كه سيل خروشان رهروان به سوي آرمان پويا شده و با قدرت و توان بالا و آلايش مي‌تواند سدها را بشكند، ديگر آنجا اصراري نيست جلو باشد، ديگر آنجا در جمع است، فردي از جمع و پيغمبر درميان يارانش، چگونه در يك حلقه، و با يارانش مي‌نشست، چگونه در وسط يك جمع حركت مي‌كرد، اگر كسي او را با سيما، نمي‌شناخت از جاي نشستن و از جاي حركت كردنش نمي‌توانست بشناسد، يكي بود از همه، اين است آن جلوه زيباي امامت كه بايد به وجود آوريم برادران و خواهران حرفهايي كه تا دو سال قبل مي‌زديم نسيه بود، از يك سال و نيم به اين طرف بايد نقد، از نقد سخن بگوييم، آن روز مي‌گفتيم بايد چنين بشود، تا چنين نتيجه اي به دست آيد.امروز مي‌گوييم چنين شده است، نتايج مطلوب تا چقدر به دست آمده است؟ امروز، روزي است كه سخن ما و عمل ما و آنچه مي‌گوييم و آنچه مي‌كنيم، بايد تحقق آن آرمان باشد .من مي‌پذيرم، شما هم بپذيريد كه اين آرمان متعالي يك روزه و يك ماهه و يك ساله تحقق پيدا نمي‌كند، زمان لازم دارد، ما نمي‌توانيم يك جريان سازنده را در يك آن، بوجود آوريم اگر جريان هست خود به خود زمان مي‌خواهد، ولي اين زمان، بايد هر قدر كوتاهتر وحركت بايد هر قدر نافذتر و سازنده تر باشد، سرعت و شتاب در حركت سازنده نظام اسلامي ضرورت دارد.من با صراحت مي‌گويم، در اين شانزده ماهه و در كاري كه الان داريم نقص بسيار است، هيچ هم نمي‌خواهم بگويم، هيچ يك از ما هيچگونه كوتاهي و تقصير نداشته است، ولي با صداقت و شجاعت وصراحت مي‌گويم، كه جهت حركت را گم نكرده ايم، به سوي آنچه مي‌طلبيديم، تلاش كرده ايم و حركت كرده ايم، آيا شتاب مطلوب را حركت داشته يا نه، جاي سوال است، بايد اين جواب را جمع بنديهاي نه ما، جمع بنديهاي شما و جمع بنديهاي نقادانه بي غرض اما آگاه و تيزبين و آشنا به سختيها و دشواريهاي حركت نشان دهد، اما آنچه در آن ترديد ندارم اين است كه جمع و خط اصلي حركت را گم نكرده ايم و بار الها از تو مي‌خواهيم كه ما را همچنان هدايت كني و از توفيق هدايت بهره مند داري كه اين صراط مستقيمت را در ميان صراطها و سبيلها و راههاي انحرافي گم نكنيم، انبياء اماماني هستند كه هم پيشاپيش جمع حركت مي‌كنند و هم در جمع حركت مي‌كنند و همه كساني كه در نظام جمهوري اسلامي به شكلي از اشكال در نقش امامت ظاهر مي‌شوند بايد در جمع بمانند و در جمع حركت كنند، هيچ كس حق ندارد در هيچ مقام، در هيچ سمت و به هيچ عنوان، از جامعه جدا شود.يك اصل عالي در امامت هست.
   
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly. All right reserved.