• تاريخ: چهار شنبه 29 تير 1390

نقد مستندات قرآنی نظریه تحریف کتاب مقدس


           

نقد مستندات قرآنی نظریه تحریف کتاب مقدس

محمد بهرامی

چکیده: این نوشتار، مستندات قرآنی نظریه تحریف کتاب مقدس را به بحث و بررسی گرفته است. نویسنده آیات مائده / 41 و 31، بقره / 75 و 79، نساء/ 46، آل عمران / 78 را به عنوان شش مستند قرآنی نظریه تحریف کتاب مقدس می آورد.
او برداشت کسانی را که از این آیات، تحریف را نتیجه گرفته اند پس از هر آیه می آورد، سپس به نقد و بررسی آن می پردازد و در پایان به این نتیجه می رسد که این آیات دلالت بر تحریف اصطلاحی ندارد و حداکثر دلالت آن بر تحریف معنوی است، زیرا اگر دلالت بر تحریف کلی داشته باشد با آیاتی که تورات و انجیل را هدایتگر می خواند و از اهل کتاب، عمل به آنها را می طلبد و ... ناسازگار خواهد افتاد.
تحریف جزئی نیز پذیرفته نیست؛ زیرا اولا در این صورت هیچ یک از آیات تورات و انجیل قابل استناد نخواهد بود و این با مجموعه ای از آیات ناسازگار است.
و ثانیا تحریف جزئی با نتایج نقد تاریخی کتاب مقدس و تحلیل محتوایی آن، که حکایت از بشری بودن تورات و انجیل دارد، ناسازگار می نماید. 

مقدمه

در اصطلاح كلیسای مسیحی، كتابها و نوشته هایی كه مقدس خوانده می شوند كتاب مقدس نام دارند.1
كتاب مقدس 1189 باب و در حدود 31000 آیه دارد. 2
اندیشمندان مسیحی، كتاب مقدس را به دو بخش تقسیم می كنند:
1. عهد قدیم Ancin Tament
2. عهد جدید Movveav Testament
نوشته های عهد قدیم به سه دسته تقسیم می شوند:
الف. تورات. این كتاب از پنج نوشته زیر شكل گرفته است:
1. سفر آفرینش 2. سفر خروج 3. سفر لاویان 4. سفر اعداد 5. سفر تثنیه.
ب. كتوبیم، یا آثار نویسندگان یهودی در زمینه تاریخ تحولات اجتماعی و عقیدتی یهودیان پس از ارتحال موسی(ع).
ج. نبوئیم، یا مجموعه كتابهای پیامبران بنی اسرائیل.
عهد جدید از دو قسمت تشكیل شده است:
الف) اسفار تاریخی شامل زندگی حضرت عیسی (ع) و حواریون، انجیل های متی، مرقس، لوقا، یوحنا و…
ب. نوشته هایی درباره اصول عقاید و اندیشه های مسیحیت.
به باور مسلمانان، انجیل كتاب آسمانی حضرت عیسی(ع) و تورات كتاب آسمانی حضرت موسی وحی الهی است. در قرآن كریم بارها از این دو كتاب یادشده است:
«و قفّینا علی آثارهم بعیسی بن مریم مصدّقاً لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین» مائده/46
«و أنزل التوراة و الإنجیل من قبل هدی للناس» آل عمران/3ـ4
«و قفّینا بعیسی بن مریم و آتیناه الإنجیل» حدید/27
«و ما أنزلت التوراة و الإنجیل إلاّ من بعده» آل عمران/65
در نگاه بسیاری از تفسیرگران و قرآن پژوهان، تورات و انجیل دستخوش تحریف گشته و آنچه امروزه به عنوان تورات و اناجیل در كتاب مقدس قرار دارد تحریف یافته است. این گروه برای اثبات باور خویش به آیاتی چند استدلال می كنند؛ مهم ترین مستندات ایشان عبارتند از:

مستند نخست

«یا أیها الرسول لایحزنك الذین یسارعون فی الكفر من الذین قالوا آمنّا بأفواههم و لم تؤمن قلوبهم و من الذین هادوا سمّاعون للكذب سمّاعون لقوم آخرین لم یأتوك یحرّفون الكلم من بعد مواضعه یقولون إن أوتیتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا»
مائده/41
ای فرستاده(خدا)! آنها كه در مسیر كفر شتاب می كنند و با زبان می گویند ایمان آوردیم و دلهای آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و همچنین گروهی از یهودیان كه خوب به سخنان تو گوش می دهند، تا دستاویزی برای تكذیب تو بیابند. آنها جاسوسان گروه دیگری هستند كه خودشان نزد تو نیامده اند، آنها سخنان را از مفهوم اصلی اش تحریف می كنند و به یكدیگر می گویند: اگر اینكه ما می خواهیم به شما داده شد (و محمد طبق خواسته شما داوری كرد) بپذیرید و گرنه از او دوری كنید!
به باور بسیاری از تفسیرنویسان جمله «یحرّفون الكلم من بعد مواضعه» ظهور در تحریف تورات از سوی برخی از یهودیان دارد. آنها رجم زانی و زانیه را كه از احكام تورات است به 40 شلاق تغییر دادند.3

نقد و بررسی

تحریف در این آیه شریفه احتمالات متفاوتی را بر می تابد:
احتمال نخست: مراد از تحریف، تحریف رجم به جلد است.4
احتمال دوم: مقصود تحریف سخنان پیامبر از سوی یهودیان است5
احتمال سوم: منظور پنهان داشتن صفات پیامبر است.
احتمال چهارم: مراد تحریف قصاص به دیه است.6
احتمال پنجم: تحریف در این آیه، تحریف حكم «كلم» است نه خود «كلم».7
احتمال ششم: جمله «یحرّفون الكلم»، دلالت بر تحریف معنوی و «من بعد مواضعه» به تحریف لفظی اشاره دارد.8
از میان احتمالات یادشده احتمال دوم با سیاق جمله «یحرّفون الكلم من بعد مواضعه» سازگاری بیشتری دارد؛ چه اینكه سیاق آیه درباره یهودیان جاسوسی است كه برای تكذیب پیامبر به سخنان وی به دقت گوش می دهند و سپس سخنان آن حضرت را تحریف می كنند.
دیگر احتمالات نیز هر چند از سوی برخی از مفسران طرح شده و یا با عنوان «قیل» آمده است، اما این احتمالات نیز بر فرض درستی ناظر به تحریف معنوی تورات است نه تحریف لفظی، چه اینكه در جلسه پرسش و پاسخی كه میان پیامبر(ص) و ابن صوریا دانشمند برجسته یهود رخ داد، ابن صوریا وجود رجم زناكار محصن را در تورات پذیرفت،9 این پذیرش نشان می دهد برخی از یهودیان، آیات تورات را تحریف لفظی نكرده اند، بلكه با نوعی تأویل از پذیرش رجم محصن سرباز زده و شلاق زدن زناكار را توصیه و عمل می كردند.
افزون بر این، نسبت دادن تحریف به گروهی از یهودیان نشان می دهد تحریف لفظی انجام نشده است و برخی از یهودیان با پذیرش حكم تورات، زناكار محصن را رجم می كردند. چنان كه در حدیثی كه در منابع تفسیری اهل سنت آمده است عبدالله بن سلام در برابر گروهی از یهود كه رجم زناكار را منكر بودند به تورات استناد كرد و با آوردن آیه رجم، وجود رجم زناكار محصن را در تورات اثبات نمود.10

مستند دوم

«أفتطمعون أن یؤمنوا لكم و قد كان فریق منهم یسمعون كلام الله ثم یحرّفونه من بعد ماعقلوه و هم یعلمون» بقره/75
آیا انتظار دارید به آیین شما ایمان آورند، با اینكه عده ای از آنان، سخنان خدا را می شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می كردند، در حالی كه علم و اطلاع داشتند.
در نگاه برخی از مفسران، جمله «ثم یحرّفونه من بعد ما عقلوه» نشان از تحریف تورات دارد.11

نقد و بررسی

هر چند آیه یادشده احتمالات گوناگونی را برمی تابد، اما چند احتمالی كه با اسناد تاریخی و اسباب نزول و ظاهر آیه سازگارتر است بدین قرار است.
الف. آنچه تحریف شده تورات است و تحریف گران، یهودیان عصر پیامبرند، و تحریف به گونه لفظی مراد است. 12
ب. تحریف شده تورات، و تحریف گران، یهودیان عصر پیامبر، و تحریف به شكل معنوی است.
ج. محرَّف، كلام خدا با موسی در طور، تحریف گران، هفتاد برگزیده موسی، و تحریف، لفظی است.13
د. محرَّف، كلام خدا با موسی در طور، تحریف گران، هفتاد برگزیده موسی، و تحریف معنوی است.14
از میان احتمالات یاد شده، تنها احتمال نخست، تحریف اصطلاحی را نتیجه می دهد؛ در صورتی كه این احتمال و احتمال دوم، افزون بر ناسازگاری با نشانه ها و شواهدی كه در تفاسیر آمده است با واژگان آیه نیز ناهمخوان است، چرا كه آمدن واژه «یسمعون» نشان می دهد آنچه تحریف شده تورات مكتوب نبوده است.

مستند سوم

«فویل للذین یكتبون الكتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله لیشتروا به ثمناً قلیلاً فویل لهم ممّا كتبت أیدیهم و ویل لهم ممّا یكسبون» بقره/79
پس وای بر آنها كه نوشته ای با دست خود می نویسند، سپس می گویند: «این از طرف خداست» تا آن را به بهای كمی بفروشند. پس وای بر آنچه با دست خود نوشتند و وای بر آنان از آنچه از این راه به دست می آورند.
گروهی از تفسیرنویسان با بهره وری از آیه یادشده تحریف تورات را نتیجه گرفته اند، در نگاه ایشان جمله «یكتبون الكتاب بأیدیهم ثمّ یقولون هذا من عندالله» حكایت از تحریف تورات از سوی یهودیان دارد.15

نقد و بررسی

در آیه یاد شده احتمالات گوناگونی در خور طرح است:
1. آیه دلالت بر تحریف تورات دارد. گروهی از یهودیان با تحریف صفات و ویژگیهایی كه برای پیامبر در تورات آمده است یا با تحریف احكام تورات، آن را دچار تحریف ساخته اند؛ این احتمال دو شكل از تحریف را در خود دارد: تحریف لفظی و تحریف معنوی.
2. تفسیرگران و تأویل نویسان تورات با تفسیر خودخواهانه خویش از انتقال پیامهای تورات سرباز می زنند و خواسته ها و دلبستگی های شخصی را به عنوان تفسیر تورات عرضه می كنند.
3. گروهی از نویسندگان یهود، دست نوشته های خود را برگرفته از تورات معرفی می كنند و تصور مردم نیز از این كتابها كه در شمار كتابهای دینی قرار می گیرد آن است كه بر اساس تورات شكل یافته است.
4. مراد یكی از كاتبان پیامبر است كه آنچه را پیامبر املا می كرد تغییر می داد.
بسیاری از تفسیرگران قرآن، از میان احتمالات یاد شده تنها احتمال سوم را می پذیرند و آن را سازگار با واژگان و ساختار آیه معرفی می كنند. برای نمونه فخررازی می گوید: 
«قلم زدن در راستای گمراه ساختن دیگران ناپسندا به شمار می آید.»16
رشید رضا نیز می نویسد:
«وای و نابودی بزرگ بر دانشمندانی كه كتاب می نویسند و نظریات و باورهای خویش را دركتاب می آورند، مردم را به پذیرش آن كتب فرا می خوانند، آثار خویش را سخن خدا معرفی می كنند و مردم را بی نیاز از كتاب خدا می خوانند….17

مستند چهارم

«من الذین هادوا یحرّفون الكلم عن مواضعه و یقولون سمعنا و عصینا و اسمع غیرمسمع و راعنا لیاً بألسنتهم و طعنا فی الدین» نساء/46
بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می كنند و (به جای اینكه بگویند: شنیدیم و اطاعت كردیم) می گویند: شنیدیم و مخالفت كردیم! و (نیز می گویند:) بشنو! كه هرگز نشنوی! (از روی تمسخر می گویند: )راعنا [= ما را تحمیق كن] تا با زبان خود حقایق را بگردانند و در آیین خدا طعنه زنند.

نقد و بررسی

برای این آیه شریفه تفاسیر متفاوتی عرضه شده است:
1. برخی جمله «یحرفون الكلم عن مواضعه» را نشانگر تحریف لفظی تورات می دانند.18
2. گروهی از آیه شریفه تحریف معنوی را نتیجه گرفته اند؛ به باور ایشان تأویلات نادرست آیات و حمل آیات بر غیر معنای حقیقی تحریف است و برخی از یهودیان تحریف گر آیات تورات هستند.19
3. مراد از «كلم» سخنان پیامبر است؛ عده ای با شنیدن فرموده های آن حضرت به تحریف آن می پردازند.
4. بر این احتمالات می توان احتمال دیگری افزود و آن اینكه جمله «و یقولون سمعنا و عصینا»20 همان تحریفی است كه برخی از یهود انجام دادند.21
از احتمالات یاد شده تنها احتمال نخست دلالت بر تحریف تورات به كاستی یا افزونی دارد و از این میان احتمال چهارم با ظاهر آیه سازگاری بیشتری دارد.

مستند پنجم

«فبما نقضهم میثاقهم لعنّاهم و جعلنا قلوبهم قاسیة یحرّفون الكلم عن مواضعه و نسوا حظاً مما ذكّروا به و لاتزال تطّلع علی خائنة منهم إلاّ قلیلاً منهم فاعف عنهم و اصفح إنّ الله یحبّ المحسنین» مائده/13
ولی به خاطر پیمان شكنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان خدا را از موردش تحریف می كنند. و بخشی از آنچه را به آنها گوشزد شده بود فراموش كردند و هر زمان خیانتی (تازه) از آنها آگاه می شود، مگر عده كمی از آنان، ولی از آنها درگذر و صرف نظر كن، كه خداوند نیكوكاران را دوست می دارد!
این آیه نیز بر تحریف تورات دلالت ندارد، چه اینكه از آیه یادشده برداشتهای گوناگونی شده است:
1. برخی میثاق را ماجرای غدیر و تحریف را گرفتن حق حضرت علی(ع) می دانند.22
2. گروهی از آیه تحریف لفظی تورات را نتیجه می گیرند.23
ابن عباس بر این باور بود كه آیه به تحریف حدود تورات اشاره دارد. مقاتل نیز تحریف لفظی صفات پیامبر را نتیجه گرفته است.24
3. عده ای از تفسیرگران، تحریف معنوی را مدلول آیه می دانند؛ برای نمونه زجاج، تحریف در آیه شریفه را تفسیر تورات می خواند.25
از این قراءت های متفاوت، تنها برداشت دوّم تحریف اصطلاحی را نتیجه می دهد و سایر برداشتها به تحریف تورات ارتباط ندارد و یا اگر ارتباط دارد به عنوان كاستی تورات شناخته نمی شود.

مستند ششم

«و إنّ منهم لفریقاً یلوون ألسنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب و ما هو من الكتاب و یقولون هو من عندالله و ما هو من عندالله و یقولون علی الله الكذب و هم یعلمون»
آل عمران/78
در میان آنها كسانی هستند كه به هنگام تلاوت كتاب(خدا) زبان خود را چنان می گردانند كه گمان می كنید آنچه را می خوانند ازكتاب (خدا) است. در حالی كه از كتاب (خدا) نیست (و با صراحت) می گویند: آن از طرف خداست، با اینكه از طرف خدا نیست، و به خدا دروغ می بندند در حالی كه می دانند.
برخی از تفسیرگران از آیه فوق، تحریف را نتیجه گرفته اند.

نقد و بررسی

برداشتهای گوناگونی می توان از آیه شریفه ارائه كرد؛ از جمله:
ـ آیه شریفه درباره دست نوشته های یهودیان است؛ آنان آثار خویش را به گونه ای قراءت می كنند كه مخاطبان تصور می كنند آنچه را می خوانند از كتاب (خدا) است در حالی كه از كتاب خدا نیست.
ـ آیه بیانگر تحریف لفظی تورات است.26
ـ آیه نشانگر تحریف معنوی تورات است؛ برخی از یهودیان برداشت های نادرست خویش را به عنوان تفسیر آیات برای مردم می خواندند و به گونه ای عمل می كردند كه مخاطبان تصور می كردند سخنان ایشان برگرفته از تورات است.27
از میان احتمالات یادشده احتمال نخست با ظاهر آیه سازگاری بیشتری دارد و با آیه «فویل للذین یكتبون الكتاب بأیدیهم ثم یقولون هذا من عندالله» همخوان است.
مجموعه آیاتی كه مستند نظریه تحریف تورات و انجیل قرار گرفته است، تحریف را نتیجه نمی دهد، و حداكثر دلالت بر تحریف معنوی دارد، و تحریف معنوی بر خلاف تحریف لفظی از كاستی ها و نقایص تورات و انجیل به شمار نمی آید.
افزون بر این اگر آیات یادشده دلالت بر تحریف اصطلاحی داشته باشد، این تحریف، یا تحریف كلی تورات و انجیل است، یا تحریف جزئی؛ چنان كه برخی تفسیر گران باور دارند. تحریف كلی با آیات زیر ناسازگار می نماید؛ چه اینكه این آیات، كه تورات و انجیل را هدایتگر معرفی می كند، اهل كتاب را بر عمل به فرمانها و احكام تورات و انجیل فرامی خواند، پیامر و قرآن را تصدیق گر تورات و انجیل می خواند، انجیل را مصدق تورات می نامد و از مسلمانان ایمان به تمامی كتابهای آسمانی را خواستار است، نشان می دهد كه تورات و انجیل دچار تحریف كلی نشده اند.
«قل فأتوا بالتوراة فاتلوها إن كنتم صادقین» آل عمران/93
اگر راست می گویند تورات را بیاورید و بخوانید.
«و كیف یحكّمونك و عندهم التوراة فیها حكم الله» مائده/43
چگونه تو را به داوری می طلبند؟! در حالی كه تورات نزد ایشان است و در آن حكم خداست.
«إنّا أنزلنا التوراة فیها هدی و نور یحكم بها النبیون الذین أسلموا للذین هادوا و الربانیون و الأحبار بما استحفظوا من كتاب الله و كانوا علیه شهداء» مائده/44
ما تورات را نازل كردیم در حالی كه در آن هدایت و نور بود و پیامبران كه در برابر فرمان خدا تسلیم بودند با آن برای یهود حكم می كردند و علمای ربانی و دانشمندان به این كتاب كه به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند داوری می نمودند.
«و قفّینا علی آثارهم بعیسی بن مریم مصدّقاً لما بین یدیه من التوراة و آتیناه الإنجیل فیه هدی و نور و مصدقاً لما بین یدیه من التوراة و هدی و موعظة للمتقین» مائده/46
و به دنبال آنها عیسی بن مریم را فرستادیم در حالی كه كتاب تورات را كه پیش از او فرستاده شده بود تصدیق داشت؛ و انجیل را به او دادیم كه در آن هدایت و نور بود، و تورات را كه قبل از آن بود تصدیق می كرد، و هدایت و موعظه ای برای پرهیزگاران بود.
«و لو أنّهم أقاموا التوراة و الإنجیل و ما أنزل إلیهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت أرجلهم منهم أمّة مقتصدة و كثیر منهم ساء ما یعملون» مائده/66
و اگر آنان تورات و انجیل و آنچه را از سوی پروردگارشان بر آنها نازل شده بر پا دارند از آسمان و زمین روزی خواهند خورد، جمعی از آنها معتدل و میانه رو هستند، ولی بیشترشان اعمال بدی انجام می دهند.
بنابراین اگر تفسیر گران و قرآن پژوهان تحریف كلی تورات و انجیل را باور دارند و در مستندسازی باور خویش از آیات سود می جویند ناگزیر از زدودن ناسازگاری بین مستندات قرآنی خویش با آیات یادشده هستند، ایشان یا ناگزیر از چشم پوشی از باور خویش هستند و باید از مستندات قرآنی خود نتیجه دیگری بگیرند و یا باید این آیات را به گونه ای فهم و تفسیر كنند كه با تحریف كلی ناسازگار ننماید.
تحریف جزئی تورات و انجیل نیز خالی از اشكال نیست و تفسیرگرانی كه این نظریه را باور دارند ـ و از آیاتی سود می برند ـ در برابر پرسشهای زیر قرار می گیرند:
یك: اگر آیاتی از تورات و انجیل تحریف شده پس فراخوان اهل كتاب به اطاعت پذیری از آیات تورات و انجیل چگونه است؟ چه اینكه بر اساس نظریه تحریف جزئی هر آیه ای از آیات تورات و انجیل احتمال دارد از آیه های تحریف شده باشد، بنابراین چگونه بایستی میان مستندات قرآنی نظریه تحریف جزئی با برخی از آیات قرآن كه اهل كتاب را به تسلیم و عمل به آیات تورات و انجیل فرا می خواند سازگاری ایجاد كرد.
دو: چگونه آیات قرآن، آیاتی از تورات و انجیل را تحریف شده می خواند، در صورتی كه نقد تاریخی كتاب مقدس و تحلیل محتوایی آیات تورات و انجیل، بشری بودن این متون و تألیف آنها ده ها یا صدها سال پس از وفات موسی(ع) و عروج عیسی(ع) را نتیجه می دهد؟
بر اساس یافته های جدید اندیشمندان مسیحی و یهودی، تمامی تورات و انجیل تحریف یافته است؛ اما نظریه تحریف جزئی تنها حكایت از تحریف آیاتی از تورات و انجیل دارد.
بنابراین، نظریه تحریف جزئی افزون بر ناسازگاری با تعدادی از آیات قرآن، با یافته های جدید دانشمندان غربی نیز ناسازگار می نماید. در نتیجه طرفداران تحریف جزئی تورات و انجیل ناگزیر از پذیرش یكی ازگزینه های زیر هستند:
الف. آیات تحریف، تحریف كلی تورات و انجیل را نتیجه می دهد؛ نه تحریف آیاتی از آنها را.
ب. آیات تحریف، نشانگر تحریف معنوی تورات و انجیل است.
ج. آیات قرآن نه نشان از تحریف كلی آیات دارد و نه حكایت از تحریف جزئی.
د. مراد از تورات و انجیل در آیات قرآن همان اسفار پنج گانه و اناجیل اربعه است، و ویژگیها و صفاتی كه برای تورات و انجیل آمده است ناظر به همان دست نوشته های عزیر و حواریون عیسی(ع) و یا دیگران است، نه آن كه بر موسی و عیسی(ع) كتابهایی فرود آمده باشد به نام تورات و انجیل.
هـ. در عصر پیامبر، نسخه هایی از تورات و انجیل اصلی وجود داشت، اما بسیاری ازنسخه های آن زمان تحریف یافته بود.
و. آنچه اندیشمندان غربی ادعا می كنند نادرست است و اسفار پنج گانه و اناجیل اربعه وحی الهی هستند.

پی نوشت ها:

1. ولف، كری، مفهوم انجیل ها، ترجمه محمدقاضی،9.
2. آمریكایی، هاكس، قاموس كتاب مقدس، 718.
3. طوسی، محمدبن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، 3/523؛ حسینی شیرازی، محمد، تقریب القرآن الی الأذهان، 6/86؛ فخررازی، محمود بن عمر، التفسیر الكبیر، 11/232ـ233؛ ابن كثیر، تفسیر القـرآن العظیم، 2/60؛ قرطبی، محمـود بن عمر، الجـامع لأحكـام القـرآن، 6/181؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تأویل آی القرآن، 6/321.
4. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 5/369.
5. طوسی، محمدبن حسن، التبیان، 3/533.
6. ابن كثیر، تفسیر القرآن العظیم، 2/60.
7. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تأویل آی القرآن، 6/321.
8. فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الكبیر، 10/118، مكـارم شیرازی، نـاصر، تفسیر نمونه، 4/380.
9. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 2/193.
10. ابن كثیر، تفسیر ابن كثیر، 2/60، فضل الله، محمد حسین، تفسیر من وحی القرآن، 8/111.
11. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الكبیر، 3/134، رازی، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، 2/20.
12. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیــان، 1/141؛ كـاشـانی، فتـح الله، منهج الصــادقین، 1/236؛ لاهیجی، تفسیر لاهیجی، 1/70؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، 1/50.
13. رازی، ابوالفتوح، روض الجنـان و روح الجنـان، 2/20؛ جرجـانی، حسین، تفسیر گـازر، 1/108؛ واعظ كاشفی، كمال الدین، مواهب علیه، 1/21؛ كاشانی، فتح الله، منهج الصادقین، 1/236؛ مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 1/218؛ طوسی، محمدبن حسن، التبیان، 1/313.
14. رشید رضا، محمد، المنار، 1/355.
15. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 1/278؛ واحدی، اسباب النزول، 15؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تأویل آی القرآن، 1/535.
16. فخررازی، محمود بن عمر، التفسیر الكبیر، 3/140ـ141.
17. رشید رضا، محمد، المنار، 1/361.
18. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 1/270؛ خویی، ابوالقاسم، البیان، 197، الامام یحیی بن الحسین، الأحكام،2/417؛ مشهدی، میرزا محمد، كنز الدقائق، 2/468.
19. طوسی، محمدحسن، التبیان، 1/213؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تأویل آی القرآن، 5/165؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 1/270 و 3/98؛ ابن الجوزی، زاد المسیر، 2/133.
20. ابن الجوزی، زاد المسیر، 2/133.
21. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 4/364.
22. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، 1/163.
23. طبری، محمد بن جریر، جـامع البیان فی تـأویل آی القرآن، 6/212؛ شوكـانی، فتح القـدیر، 2/22.
24. قرطبی، محمود بن عمر، الجامع لأحكام القرآن، 6/116.
25. ابن الجوزی، زاد المسیر، 2/252؛ قرطبی، الجامع لأحكام القرآن، 6/115.
26. فخررازی، محمود بن عمر، التفسیر الكبیر، 8/114.
27. رشید رضا، محمد، المنار، 3/344.

منبع : فصلنامه پژوهشهای قرآنی (33) 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved