درحال بارگزاري
  • تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1391

پوشیه لباس شهرت یا حجاب برتر؟ (2)


           
فصل پنجم
   
نقش زمان ومکان در استنباط :
   
بحث دیگری که باید در این تحقیق مطرح شود نقش زمان و مکان ، در احکام است و طرح این بحث بخاطر این است که در ضمن تحقیقی که بنده در مورد پوشیه وروبنده انجام می دادم عده ای می گفتند مگر می شود چیزی که در اسلام مستحب است ومطابق با احتیاط است ، حکم حرمت پیدا کند.
   
در این بحث ابتدا روایاتی از اهل بیت را آورده می شود که در آن روایات، بعضی احکام بخاطر شرایط زمان و مکان عوض شده است و سپس سخنانی از فقها در این باره آورده می شود ودر نهایت یک جمع بندی از این بحث ارائه داده می شود.
   
1- روایات :در بسیاری از روایاتی که از امامان معصوم نقل شده است به این حقیقت اشاره میکند که زمان ومکان در دگرگونی احکام نقش دارد.
   
1-حضرت علی علیه السلام در توضیح این کلام رسول خدا (ص): غیَروا الشیب و لا تشبَهوا بالیهود :
ظواهر واثر پیری را تغییر دهید وخود را شبیه یهود نسازید ،
   
فرمود:إنمآ قال(ص): ذلک والدَین قلّ ،فأمّا الان وقداتسع نطاقه وضرب بجرانه فأمرؤ مااختار(44):ترجمه:رسول خدا(ص) این مطلب را هنگامی فرمودند که اهل دین اندک بودند ، اما اینک که دین گسترش پیدا کرده واستقرار یافته است ، هر کسی به اختیار خود می باشد. 
   
توضیح : (45)منظور امام از این سخن این است که عنوان نشبه به یهود ، به کم بودن تعداد مسلمانان و زیاد بودن تعداد یهودیان بستگی دارد. به این معنا که چنانچه تعداد مسلمانان کم باشد ومسلمانی محاسن خود را خضاب نکند ، خود را شبیه یهودیان کرده و عملش تقویت انان محسوب می شود . اما پس از گسترش اسلام در سراسر زمین ودر اقلیت قرار گرفتن یهودیان خضاب نکردن باعث نشبّه به یهودیان نمی شود.
   
2- محمد بن مسلم وزراره روایت کرده اند : که از امام باقر (ع)در مورد حکم خوردن گوشت الاغ اهلی سوال کردند . حضرت در پاسخ فرمودند:نهی رسول الله (ص)عن اکلها یوم خیبر وإنمآ نهی عن أکلها فی ذلک الوقت لأنّها کانت حموله الناس،وإنما الحرام ماحرّم الله فی القرآن(46)رسول خدا(ص) در جنگ خیبر از خوردن گوشت الاغ نهی کردند ، ولی نهی رسول خدا درآن زمان به این دلیل بود که الاغ در آن زمان وسیله ی حمل مردم بوده است.
   
همانا حرام ، آن است که در قرآن حرام شده باشد.توضیح روایت :در این حدیث اشاره شده که نهی رسول خدا
(ص) از خوردن گوشت الاغ به واسطه ی این بوده که درآن زمان ذبح این حیوان ، باعث حرج ومشقت بوده است. زیرا در آن زمان این حیوان وسیله ی حمل مردم و کالا های آنها بوده است واین امر نشان می دهد که اگر در زمان دیگری به این حیوان نیاز نباشد ، ملاک حرمت ذبح وخوردن گوشت آن هم از بین خواهد رفت.
   
3-حمادبن عثمان روایت کرده که نزد امام صادق (ع)بودم مردی به او گفت :خدا به شما خیر دهد ، خود شما گفتید که علی بن ابی طالب لباس خشن می پوشید و پیراهنی که قیمتش چهار درهم بود به تن می کرد وسخنانی از این قبیل . در حالی که ما می بینیم شما لباس خوب میپوشید!
   
امام در پاسخ فرمودند:«إنّ علی بن أبی طالب صلوات الله علیه کانَ یلبسُ ذلکَ فی زمان لا ینکر و لو لبسَ مثل ذلکَ الیوم لشهربه فخیر لباس کل زمان ، لباس اهله؛(47) »
   
علی ابی طالب زمانی آن لباس را می پوشید که عیب نبود . اگر آن لباس را در این زمان می پوشید ، به واسطه ی آن مشهور می شد . بنابراین بهترین لباس در هر زمان ، لباس مردم آن زمان است.
   
4- مسعدة بن صدقه نقل کرده که روزی سفیان ثوری نزد امام صادق (ع) رفت ودید که آن حضرت لباس سفیدی همچون پرده ی زیرین پوست تخم مرغ پوشیده است.
   
سفیان عرض کرد : این لباس شایسته ی شما نیست . امام (ع) پس از سخنانی فرمود:إنّ رسول الله (ص) کان فی زمان مقفر جدب ،فأمّا إذا اقبلت الدنیا فا حقّ أهلها بها ابرارها لا فجّارها ،ومؤمنوها لا منافقوها و مسلموها لا کفّارها؛(48)رسول خدا (ص) در زمان خشکسالی و فقر زندگی می کرد .
   
اما وقتی دنیا به مردم روی آورد ، شایسته ترین مردم در استفاده از نعمت های دنیوی ،نیکو کاران ومومنان ومسلمانان هستند نه ستمکاران ومنافقان وکافران.
   
5-عبدالله بن سنان روایت کرده که از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود:بینا أنا فی الطواف وإذا برجل یجذب ثوبی ،وإذا هو عباد بن کثیر البصری .فقال یا جعفربن محمد تلبسُ مثل هذه الثیاب و أنت فی هذا الموضع
مع المکان الذی أنت فیه عن علی (ع):فقلت : فرقبی اشتریتة بدینار وکان علی (ع) فی زمان یستقیم له ما لبس فیه ،ولو لبستُ مثل ذلک اللباس فی زماننا لقال الناس : هذا مراء مثل عبّاد.(49)
   
روزی مشغول طواف بودم که ناگهان مردی لباسم را گرفت وبه طرف خود کشید دیدم عباد بن کثیر بصری است وگفت:ای جعفر بن محمد ، چنین لباس هایی می پوشید ، در حالی که شما در همان موقعیتی قرار دارید که علی(ع) در آن موقعیت قرار داشت ؟! به او گفتم این لباس ، یک فرقبی است که آن را به یک دینار خریده ام .
   
علی(ع)در زمانی می زیست که آن پوشش را می طلبید اگر من، امروز همانند آن لباس می پوشم مردم
می گویند ریا کار است مثل عباد.
   
6-معلّی بن خنیس ازامام صادق (ع) نقل کرده که فرمود :
   
إنّ علیاّ علیه السلام کان عندکم فأتی بنی دیوان واشتری ثلاثه أثواب بدینار القمیص إلی فوق الکعب والأزار إلی نصف الساق والرداء من بین یدیه إلی ثدییه ومن خلفه إلی ألیتیه وقال:هذا اللباس الذی ینبغی للمسلمین أن
یلبسوه ،قال أبو عبدالله : ولکن لا تقدرون أن تلبسوا هذا الیوم ولو فعلناه لقالوا : مجنون ولقالوا:مرائی(50).علی (ع) نزد گروهی از فروشندگان لباس بود که افرادی از قبیله ی بنی دیوان آمدند ، آن حضرت با یک دینار سه
لباس خریدند ، یکی پیراهنی بود تا مچ پا ودومی لنگی بود تا میانه ی ساق پا ولباس سوم ردایی بود از جلو تا سینه و از پشت تا نشیمنگاه.
   
علی (ع) فرمود :این لباس همان لباسی است که شایسته است مسلمانان بپوشند .امام صادق(ع)فرمود : اما امروز شما نمی توانید چنین لباسی بپوشید واگر بپوشید مردم شما را دیوانه یا ریا کار می نامند.
   
7-عبد الله بن بکیر از امام صادق روایت کرده است:لا ینبغی أن یتزوّج الرجل الحر المملوکه الیوم إنما کان ذلک ،حیث قال الله: «ومن لم یستطع منکم طولاً» و الطول المهرو مهرالحره الیوم مثل مهرالامه أوأقل(51)
امروز سزاوار نیست که یک مرد آزاد ، با یک کنیز ازدواج کند . در گذشته چنین بود ، ولی تنها در موردی که خداوند می فرماید : « آنهایی که توانایی و وسعت پرداخت طول را ندارند...» و طول که در آیه آمده به معنای مهر است، و در حال حاضر مهریه زن آزاد مثل مهریه کنیز یا کمتر از آن است.
   
8-معلّی بن خنیس می گوید :
   
از امام صادق علیه السلام درباره ی این موضوع سوال کردم که« چنانچه چنانچه حدیثی از ائمه ی نخست شما به ما برسد وحدیث دیگری از ائمه ی متأخر ، به کدام یک از این دو حدیث تمسک کنیم؟»حضرت فرمودند:خذوا به حتیّ یبلغکم عن الحیّ ، فخذوا بقوله، أما والله لا ندخلکم إلاّ فیما یسعکم(52)به آن عمل کنید ، تا وقتی که حدیثی از امام زنده به شما برسد ؛ در این صورت باید به آن عمل کنید .
   
بدانید که به خدا قسم ما به اندازه ی توانتان به شما حکم می کنیم .توضیح : حکمی که در روایت دوم ، مخالف حکم روایت اول آمده است ، نتیجه ی تغییر موضوع یا دگرگونی ملاک حکم ویا عناوین دیگری است که در تغییر حکم موثرند.
   
9-محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده که حضرت فرمود : إنّ النبی (ص) نهی أن تحبس لحوم الاضاحی فوق ثلاثة أیاّم من أجل الحاجة فأماّ الیوم فلا بأس به(53)پیامبر (ص) نهی کرده است که گوشت قربانی (به سبب نیازی که به آن است)پیش از سه روز نگهداری شود اما امروزه نگهداری آن بیش از سه روز مانعی ندارد.
   
10-محمدبن سنان از امام موسی بن جعفر علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود :لیس بین الحلال والحرام إلاّ شیء یسیر یحوله من شیء إلی شیء فیصیر حلالاً و حراماً(54) بین حلال و حرام فاصله ی کمی است ، که این فاصله ی کم آن را دگرگون کرده وحلال و حرام را مشخص می کند.
   
این بود نمونه ای از روایاتی که حکم ، در آنها تغییر کرده بود .البته ما در این مقاله فقط 10 مورد از این روایات
آورده شد ولی جناب آقای سبحانی در کتاب نقش زمان ومکان در استنباط 19 روایت را آورده اند .
   
نتیجه ی روایات(55):
   
دقت در این روایات ، روشن می کند که تغییر حکم ، به یکی از دلایل زیر است :
   
1- اگر حکم ، حکومتی و ناشی از ولایت پیامبر بر اداره ی جامعه و حفظ مصالح آن باشد ، چنین حکمی ، حکم شرعی الهی که جبرئیل آن را از طرف خداوند آورده باشد نیست ، بلکه حکم موقتی است که به جهت مصالح ومفاسدی جعل گردیده است.
   
نهی از خارج کردن گوشت قربانی از منی قبل از گذشتن سه روز وهمچنین نهی از خوردن گوشت الاغ از این قبیل است . به همین دلیل امام پس از بیان علت نهی می فرماید : همانا حرام ، آن است که خداوند در قرآن حرام کرده باشد.
   
این کلام به این حقیقت اشاره دارد که نهی مزبور مانند سایر نواهی ناشی از مصالح و مفاسد ذاتی همچون نهی از شراب خواری و قمار بازی نیست ، بلکه این نهی ، ناشی از مصالح و مفاسد موقت است.
   
2-گاهی تغییر حکم به دلیل از بین رفتن ملاک آن حکم وپدید آمدن ملاکی مخالف با آن است.
   
مثل حدیث جواز ازدواج با کنیز د رصورت امکان ازدواج با زن آزاد ، با اینکه ازدواج با زن آزاد ممکن باشد .
   
چون ملاک جواز ، زیاد بودن مهریه ی زن آزاد بوده است ، درحالی که در همان روایت نیز آمده است این ملاک در آن زمان ، منتفی شده و بلکه به عکس گردیده است.
   
3- گاهی پیدا شدن عنوانی که حرمت دارد ، باعث تغییر حکم می شود؛ مثل اینکه لباسی ، لباس شهرت شود و یا مردم، کسی که آن لباس را می پوشد دیوانه قلمداد کنند، چنان که در احادیث البسه نیز آمده بود.
   
همان گونه که ممکن است تغییر حکم از قبیل تبدّل ملاک باشد. به عنوان مثال نهی از پوشیدن لباس گران بها ، در زمان فقر ونیاز مردم از این قبیل است .
   
4-گاهی ملاک حکم ، وسیع است ؛ مثل اینکه در زمان امام علی (ع) برای دیه نفس ، درهم ودینار هم پرداخت می شده است ؛ زیرا ملاک دیه ، پرداخت چیزی است که ارزش خون مقتول را داشته باشد واین ملاک برای کسانی که شتر ، گاو و یا گوسفند دارند ، با پرداخت این حیوانات وبرای کسانی که درهم و دینار دارند با پرداخت درهم ودینار تأمین می شود.
   
نقش زمان ومکان در کدام فقها :
   
1- فیض کاشانی : ایشان پس از نقل این حدیث «الفرق بین المسلمین و المشرکین التحّلی بالعمائم» :یعنی فرق بین مسلمانان و مشرکان در تحلی (گوشه ی عمامه را زیر چانه رد کردن) عمامه است.می گوید : امروزه سنت تلحی در بیشتر کشور های اسلامی متروک شده است ، همان گونه که پوشیدن لباس کوتاه –که در زمان امامان رایج بود – امروزه به لباس شهرت تبدیل شده است(56)
   
2- علامه حلی (648-726 ه)ایشان در بحث تجویز نسخ گفته است:احکام شرعی تابع مصالح می باشد و مصالح با تغییر زمان وتفاوت مکلفین تغییر می کند .
   
بنابر این ممکن است حکمی خاص برای گروهی در زمانی مصلحت داشته باشد و در نتیجه به انجام آن امر شده باشند وبرای گروهی در زمانی دیگر مفسده داشته باشد ، در نتیجه از انجام آن نهی می شوند(57)
   
3- شهید اول محمد بن مکی عاملی (متوفای 786 ه )شهید اول می گوید : تغییر احکام به سبب تغییر عادات اجتماعی مردم جایز است . چنان که در پول های رایج و اوزان متداول ونفقه همسر ونزدیکان چنین است چون در این موارد ، احکام ، تابع عادت و شیوه ی زندگی مردم هر زمان است(58)
   
4-محقق اردبیلی (متوفای 993 ه)وی می گوید :هیچ حکمی کلیت ندارد ؛ زیرا روشن است که احکام به اعتبار خصوصیات ،اوضاع، احوال،زمانها،مکان ها واشخاص مختلف تغییر می کند و امتیاز عالمان و فقیهان از غیر آنها بواسطه ی استخراج همین اختلافات و انطباق آن بر مصادیقی است که از شرع مقدس گرفته می شود(59)
   
5- صاحب جواهر (متوفای 1266 ه)ایشان در مسئله فروش کالای موزون بوسیله ی پیمانه و بر عکس گفته است:قوی ترین قول این است که عرف عمومی را در این مسئله در نظر بگیریم وعرف هم با اختلاف زمان ومکان تغییر می کند(60)
   
6- امام خمینی : (1320 – 1409 هـ ) ایشان می گویند :من به فقه رایج میان فقها واجتهاد به شیوه ی مرحوم صاحب جواهر اعتقاد دارم .این نوع فقه واجتهاد اجتناب ناپذیر است ؛ اما این به این معنا نیست که فقه اسلامی بر نیاز های زمان منطبق نیست ؛ بلکه عنصر زمان و مکان در اجتهاد موثر است . چه بسا یک واقعه در یک زمان دارای حکمی باشد اما همین واقعه در پرتو اصول حاکم بر جامعه و سیاست و اقتصادش ، حکمی دیگر پیدا می کند(61) .
   
نتیجه ی بحث:پس از ذکر روایات وسخنان فقها ، می توان در پاسخ این سوال که « آیا می شود یک مستحب تبدیل به حرام شود » این چنین گفت :یک مستحب ، در دو صورت ممکن است استحبابش را از دست بدهد و حتی حکم حرمت پیدا کند:
   
1-هرگاه ملاک آن مستحب ، از بین رود یا ملاکی مخالف با آن پیدا کند.
2-هر گاه عنوانی که حرمت دارد بر روی آن مستحب بیاید ؛ مثل عنوان لباس شهرت بر روی یک لباس مستحب.
   
فصل ششم
   
موضوع بحث:حد واجب حجاب زن چقدر است؟اولاً اصل حکم حجاب ، از ضروریات اسلام است ومنکر آن ، در صورتی که توجه به ضروری بودن آن داشته باشد به فتوای تمام مراجع ، محکوم به کفر است . برای روشن شدن این مطالب به نظرات زیر توجه کنید :
   
امام خمینی رحمه الله علیه(62) : اصل حکم حجاب از ضروریات اسلام است ومنکر آن، حکم منکر را دارد و منکر ضروری ، محکوم به کفر است ؛ مگر اینکه معلوم باشد که منکر خدا و رسول نیست.
   
آیت الله فاضل لنکرانی :ظاهرا اصل حجاب از ضروریات است . و انکار آن اگر به انکار رسالت برگردد ، موجب ارتداد است و بی اعتنایی به آن حرام است.
   
آیت الله بهجت:اصل حجاب از ضروریات است و منکر آن در صورتی که به انکار خدا و رسول برگردد ، کافر است و کسی که منکر نیست ولی عمل به آن حکم نمی کند ، فاسق است.
   
آیت الله سیستانی:از ضروریات است و بی اعتنایی به آن جائز نیست.
   
آیت الله مکارم شیرازی :حجاب از ضروریات دین است واگر کسی با توجه به ضروری بودن آن منکر شود ، کافر است.
   
این بود نمونه ای از نظرات فقهی ،که همگی معتقدند : که اصل حجاب ، یک امر مسلم در دین اسلام است.
   
آیات و روایات زیادی در مورد حجاب وجود دارد ، که چون این مقاله در مورد حجاب نیست از ذکر آنها ، خودداری می شود.
   
اما مطلبی که مربوط به بحث است ، حد واجب پوشش زن است.
   
آیا پوشاندن صورت و دست ها هم واجب است یا نه؟ یکی از مسائلی که از دیر باز مورد اختلاف فقهای اسلام بوده ، مسئله ی وجه و کفین است.
   
که در این باب ، هم قائل به وجوب(63) پوشاندن وجه وکفین وجود دارد ، و هم قائل به عدم وجوب(64)ولی
نظر اکثر فقهای اسلام ، از قدیم تا حالا این است که پوشاندن وجه وکفین ، واجب نیست.
   
اما نظرات مراجع معاصر :
   
نظر اکثر فقهای معاصر این است که ، پوشاندن وجه وکفین ، واجب نیست : (امام خمینی ، مقام معظم رهبری ، آیت الله مکارم شیرازی ، آیت الله سیستانی ، آیت الله فاضل لنکرانی ، آیت الله أراکی ، آیت الله تبریزی)
اما عده ی قلیلی (آیت الله گلپایگانی ، صافی) معتقدند که بنا بر احتیاط واجب باید وجه وکفین هم پوشانیده شود.
   
و آقایانی مثل ایت الله بروجردی قائل به وجوب وجه وکفین هستند(65).
   
نکته مهم:تمام این نظرات در صورتی است ، که اولاً وجه وکفین ، دارای زینت نباشد وکسی هم به قصد لذت و ریبه به وجه وکفین نگاه نکند.پس به اتفاق تمام فقها (چه قدما و چه تمام مراجع معاصر ) اگر یکی از دو شرط زیر وجود داشت پوشاندن وجه وکفین ، واجب است:
   
1- وجه وکفین دارای زینت باشد.
2-کسی به قصد لذت وریبه به وجه کفین زنان نگاه کند . ومفسده ای بر باز بودن وجه وکفین مرتکب شود.
   
متأسفانه این نکته مورد غفلت بسیاری از متدینین واقع شده است . و بسیاری از متدینین فکر می کنند که وجه کفین ، به صورت مطلق استثنا شده و به طور مطلق پوشاندن آن ها واجب نیست ؛ در حالی که مطلب ، این گونه نیست و اگر فقها می گویند پوشاندن وجه وکفین واجب نیست مرادشان در جایی است که اولاً
وجه وکفین هیچ گونه زینتی نداشته باشند و ثانیاً مفسده ای هم بر نپوشاندن وجه وکفین ، مترتب نشود وإلّا اگر وجه وکفین دارای زینت باشد یا مفسده ای بر نپوشاندن وجه وکفین مترتب شود همه ی فقها ی ما بالاتفاق معتقدند که پوشاندن وجه وکفین واجب است.
   
اما سوالی که ممکن است برای خواننده ی گرامی پیش بیاید این است که ، مراد از زینت چیست که اگر وجه وکفین دارای زینت باشد باید پوشانده شود.
   
مراد از زینت چیست:
   
جواب کلی : هر چیزی که عرفاً زینت محسوب گردد و مردم به آن زینت بگویند ، زینت محسوب می شود(66)
   
این جواب ، مورد اتفاق همه ی فقها است. اما اگر مصادیق زینت در کلام فقها بررسی شود ، مسأله احتلافی می شود.
   
آرایش کردن مثل مالیدن کرم و استفاده از لوازم ارایشی حتماً زینت هستند(اختلافی نیست)
   
زیر ابرو برداشتن زینت است(امام ، فاضل ، بهجت ، گلپایگانی )
   
زیر ابرو برداشتن زینت نیست(مکارم،سیستانی)
   
به دست کردن حلقه وانگشترزینت است (امام)
   
به دست کردن حلقه وانگشتر زینت نیست(سیستانی،مکارم)
   
بند انداختن صورت زینت است(گلپایگانی)
   
بند انداختن صورت زینت نیست(سیستانی،مکارم)
   
فصل هفتم
   
موضوع بحث:بررسی سابقه ی پوشیه و نقاب در طول تاریخ بشر و در ادیان إلهی در این فصل بنا داریم به تبین و بررسی سابقه ی تاریخی و مذهبی پوشیه بپردازیم و جایگاه آن را در میان اقوام گذشته و ادیان الهی بررسی کنیم.
   
بنابه گواه متون تاریخی ، در اکثر قریب به اتفاق ملت ها و آئین های جهان حجاب ، در بین زنان معمول بوده است.
   
هر چند حجاب ، در طول تاریخ فراز و نشیب ها ی زیادی را طی کرده وگاهی بااعمال سلیقه ی حاکمان، تشدید یا تخفیف یافته است ولی هیچگاه به طور کامل از میان نرفته است.
   
و چون این تحقیق خصوص نقاب و روبنده را بررسی می کند فقط به ذکر شواهدی از متون تاریخی پرداخته می شود که در آنها نامی از نقاب و روبنده و پوشش صورت آمده است.
   
البته ممکن است پوشش صورت آنها به صورت نقاب و پوشه امروزی نبوده باشد.
   
واضح است وقتی پوشش صورت ، در ادیان إلهی و در طول تاریخ متداول بوده ، بطریق اولی حجاب اثبات می شود.
   
1- پوشیه ونقاب در فرهنگ ملل ونحل جهان:
   
فرید وجدی با اشارت به اینکه «حجاب گرفتن زنان قدمتی طولانی دارد» به نقل از:دایرة المعارف لاروس چنین می نویسد:زنان یونانی در دوره های گذشته ، صورت واندامشان را تا روی پا می پوشاندند.
   
این نوع حجاب (برای پوشاندن صورت)که شفاف و بسیار زیبا بود در جزیره ی کرس یا اِمرجوس و دیگر جزایر
ساخته می شد.
   
زن های فنیقی نیز دارای حجاب های قرمز رنگ بودند. سخن در مورد حجاب در لابلای کلمات قدیمی ترین مولفین یونانی نیز به چشم میخورد حتی (بنیلوب)(همسر پادشاه "عولیس" فرمانروای جزیره ی ایتاک) نیز با حجاب بوده است.
   
زنان شهر ثیب دارای حجاب خاصی بودند ، بدین صورت که حتی صورتشان را نیز با پارچه می پوشاندند . این پارچه ، دارای دو منفذ بود که جلو دو چشمان قرار می گرفت تا بتوانند ببینند.
   
نقش هایی که بر جا مانده حکایت می کند که زنان ، سر را می پوشانده ولی صورت هایشان باز بوده است ولی وقتی به بازار می رفتند بر آنان واجب بوده است که صورت هایشان را نیز بپوشانند ، خواه باکره یا دارای همسر باشند(67).
   
2-پوشاندن صورت (پوشیه ونقاب)در ائین زرتشت وایرانیان:
   
در مقدمه ی کتاب "حقوق زن در اسلام و اروپا" آمده است:در متن کتاب می بینید که حجاب چهره ی زن ، جزء سنت های ملّی بوده است و در ایران قبل از اسلام که امتیاز طبقاتی پایه تشکیل جامعه بود، زنان محتشم ایرانی برای حفظ حرمت و حشمت، پرده ی نازکی بر صورتشان می پوشاندند.
   
این رسم وعادت به تدریج رنگ مذهبی به خود گرفت تا جایی که کسی را یارای گفتگو درباره ی آن نماند.
   
او در متن می نویسد :در کیش آریایی ، زنان محترم ، محجوب بودند.
   
زنان محترم ایرانی برای حفظ حیثیت طبقه ی ممتاز و ایجاد حدودی که آنها را از زنان عادی و طبقه ی چهارم امتیاز دهد صورت خود را می پوشاندند وگیسوان خود را پنهان نگه می داشتند(68).
   
همان گونه که از این جملات بر می آید در آن زمان ، پوشاندن صورت وزدن پوشیه و نقاب نه تنها مذموم نبوده
، بلکه آن ، عامل جدایی زنان متشخص وطبقه ی عالی از زنان عادی به حساب می آمده است.ویل دورانت در این باره می گوید :پس از داریوش زنان طبقات بالا جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند.
   
و در نقش هایی که از ایرانیان باستان برجای مانده است هیچ صورت زن دیده نمی شود و نامی از ایشان به نظر نمی رسد(69)
   
داستان دختران کسری ، نشانگر کیفیت سیره زرتشتیان :
   
همانطور که ملاحظه خواهید فرمود دختران کسری پادشاه ایران حتی بعد از اسارت حاضر نشدند رو پوش صورت خود را بردارند ؛ بلکه علی رغم فریاد عمر ، خلیفه ی حاکم ، از کنار زدن آن خوداری کردند.
   
این امر ، جایگاه روبنده را در سیره ی عملی زنان زرتشتی نشان می دهد .در کتاب حجاب در اسلام این داستان تحت عنوان "حجاب دختران کسری" نقل شده است:هنگامی که سه تن از دختران کسری را با ثروت فراوانی برای عمر آوردند ، شاهزاده گان ایرانی در حالی که با پوشش و نقاب چهره ی خود را پوشانده بودند عمر دستور داد که بر آنان فریاد کشند تا پوشش از چهره بر گیرند تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران، پول بیشتری به پای آنها بریزند.
   
دوشیزگان ایرانی از برهنه کردن صورتشان خودداری کردند ، و مشت به سینه ی نماینده ی عمر زدند و آنان را
از خود دور ساختند عمر خشمناک شد و خواست با تازیانه آنها را بیازارد در آن حال شاهزادگان ایرانی می گریستند.
   
حضرت علی (ع) به عمر فرمود :در رفتارت مدارا کن ، از پیغمبر خدا شنیدم که می فرمود :بزرگ وشریف هر قومی را که خوار و فقیر شده گرامی دارید . عمر پس از شنیدن فرمایش حضرت علی(ع) آتش خشمش فرو نشست . سپس حضرت فرمود : با دختران ملوک نباید معامله ی دختران بازاری کرد(70)
   
نقاب وروبند در تاریخ وادبیات ایران 
   
اینک برای این که این مطلب واضح تر شود ، ادبیات ایران را بررسی می کنیم ؛ زیرا که شعر ونثر ، تاریخ وادبیات هنر و معماری یک ملت ،آینه ی تمام نمای آداب و فرهنگ آن ملت است.وضعیت حجاب زنان ایرانی در شعر ونثر ، آثار باستانی ومعماری وشاهکار های ادبی ایران به وضوح ترسیم شده است.
   
لفظ چادر ،برقع(روبنده)،پرده در ادبیات فارسی فراوان دیده می شود.
   
فردوسی در شاهنامه در توصیف رودابه(همسر زال و مادر رستم) سروده است:
   
دو چشمش بسان دونرگس به باغ
مژه تیرگی برده از پر زاغ
دو ابرو بسان کمان طراز
بر او تور پوشیده از مشک تار
یا فردوسی در شاهنامه در توصیف زن نیکو از دیدگاه ایرانیان می گوید:
به سه چیز باشد زنان را بهی
که باشد زیبای تخت مهی
یکی آنکه باشد وخواسته است
که جفتش بدو خانه آراسته است
دگر آنکه فرخ پسر زاید اوی
به شوی خجسته بیفزاید اوی
سه دیگر که بالا و رویش بود
بپوشیدگی نیز خُوَیش بود(71)
   
یا در خلال اشعار سعدی هم به این نمونه ها بر می خوریم:
   
کاشکی پرده بر اندازد از ان منظر حسن
تا همه خلق ببینند نگارستان را
ونیز:
آن ماه دو هفته در نقاب است
یا حوری دست در خضاب است
آن وسعه ی ابروان دلبند
یا قوس قزح بر آفتاب است
   
و همچنین نظامی گنجوی در کتاب خسرو و شیرین می گوید :
   
چو بردارد نقاب از گوشه ی ماه
بر اید ناله ی صد یوسف از چاه
   
3- پوشاندن صورت (روبنده وپوشیه) در شریعت یهود:
   
رواج حجاب در بین زنان قوم یهود مطلبی نیست که کسی بتواند مورد انکار یا تردید خود قرار دهد . و مورخین نه تنها از مرسوم بودن حجاب در بین زنان یهود سخن گفته اند بلکه به افراط ها وسختگیری های بی شمار آنان در این زمینه تصریح کرده اند، اینک نمونه هایی از کلام مورخین و از خود کتاب تورات آورده می شود تا جایگاه روبند وبرقع در شریعت یهود مشخص شود :در کتاب حجاب در اسلام آمده:گرچه پوشش در بین عرب مرسوم نبوده و اسلام آن را بوجود آورد ، ولی در ملل غیر عرب به شدیدترین شکل رواج داشت.
   
در ایران و در بین یهود و مللی که از فکر یهود پیروی می کردند ، حجاب به مراتب شدیدتر از آنچه اسلام می خواست وجود داشت .
   
در بین این ملت ها وجه وکفین (صورت و دست ها) هم پوشیده می شد (72)استاد الغفار تحت عنوان "حجاب قبل از اسلام "می نویسد:از دیر باز حجاب نزد اقوام وجوامع شرقی سابق، متداول بوده است.
   
و همچنان تا امروز ادامه یافته است اما نسبت به ادیان اللهی جای هیچ مناقشه ای در وجوب حجاب نیست و آیات فراوانی در تورات و انجیل بر اینکه زنان آن عصر به حجاب و قناع ملتزم بوده اند و پرده ای را بر خویش می آویخته، تا مردان اجنبی آنها را نبینند اقرار دارد(73) روبنده و پوشیه در کتاب مقدس یهود :
   
در تورات از چادر برقع و روبنده ای که زنان با آن سر وصورت خویش را می پوشانده اند به طور صریح نام برده شده است.
   
در سفر پیدایش چنین می خوانیم:64- ورفقه چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد 65- زیرا که از خادم پرسید این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما میاید وخادم گفت :آقای من است پس برقع (روبند) خود را گرفته و خود را پوشانید(74).
   
در مورد عروس یهودا میخوانیم:پس رخت بیوگی را از خود بیرون کرده ، برقعی به صورت کشیده و خود را در چادری پوشید وبه دوازده عینایم که در راه تمنه است بنشست (75)و در کتاب غزلهای سلیمان چنین آمده
است:اینک تو زیبا هستی ، ای محبوبه ی من ، اینک تو زیبا هستی وچشمانت از پشت برقع(روبنده) مثل چشمان کبوتر است(76)
   
نتیجه:
   
همانطور که دیدید روبنده و پوشیه هم در کتاب تورات امده است و هم سیره عملی زنان یهودی بر زدن روبنده بوده است.
   
4- روبنده در مسیحیت:
   
برای اینکه جایگاه روبنده در بین مسیحیان اشکار شود ابتدا سخنی از ویل دورانت را نقل می کنیم . او در تصویری که از برگزاری اعیاد مسیحی که ایام سرور و شادی وتفریح است ارائه نموده چنین می گوید:به حکم سنای ونیس ،آخرین روز قبل از ایام صوم عیسویان ، تعطیلی عمومی محسوب می گردید.
   
در این قبیل اعیاد افراد اعم از ذکور واناث خود را فاخرترین جامه ها وگران ترین ملبوسات می آراستند .خواتیم اعیان نیم تاجمایی مزین به جواهرات یا دستارهایی از پارچه ی زر بفت بر سر می نهادند. چشمان آنها از ورای روبنده هایی از طلا یا پیچه های از تار های نقره برق می زد(77).
   
دکتر حکیم إلهی استاد دانشگاه لندن در کتاب زن وازادی پس از تشریح وضعیت زن نزد اروپائیان در مورد حکم پوشش وحجاب زن نزد مسیحیت می گوید:(شمه ای از عقاید کلمنت و ترتولیان ، دو مرجع مسیحیت واسقف را نقل می کنیم:زن باید کاملا در حجاب پوشیده باشد إلاّ آنکه در خانه ی خود باشد ؛ زیرا فقط لباسی که او را می پوشاند ، می تواند از خیره شدن چشم ها به سوی او مانع گردد .
   
زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگران را ، با نگاه کردن به صورتش ، وادار به گناه نماید.(78)در کتاب زن ها و رهایی آمده است :در تورات وانجیل به این مطلب که زنان از روزگار قدیم چهره ی خود را با برقع(روبنده) می پوشانده اند ، اشاره شده است(79)لاروس در ذیل کلمه"خمار"میگوید:زن یونانی وقتی از خانه بیرون میرفت خمار داشت و با آن ، مانند بانوان امروزی شرق ، صورت خود را می پوشاندند .
   
دین مسیحی ، برای زن ، خمار را باقی نهاد ؛ وقتی وارد اروپا شد آن را نیکو شمرد . زن ها در کوچه ووقت نماز خمار داشتند و این عادت تا قرن سیزدهم باقی بود(80) ویل دورانت می گوید : کشیشان ، چادر وروبنده را یکی از ارکان اخلاقیت عیسوی می دانستند(81)
   
نتیجه:
   
بر طبق متون تاریخی در بر کردن چادر و پوشاندن چهره از طرف زنان مسیحی ، یکی از ارکان اخلاقی مذهب محسوب می شده و زنان مسیحی نه تنها از رعایت آن سر باز نمی زده اند ، بلکه وضع به گونه ای بوده است که حتی تصور نمی کردند میتوان آن را کنار گذاشت ؛ وتنها کاری که بعضی از زنان انجام می دادند آن بود که روبنده های خود را تزئین نمایند که ان هم از طرف بزرگان دین به شدت تقبیح و مورد شماتت قرار می گرفت.
   
نقاب وروبند در اسلام همانطور که قبلا گفتیم به نظر اکثر علما ، اگر صورت ودست ها از زینت خالی
باشند ، پوشاندن آنها واجب نیست . و وقتی حجاب اسلام را با سایر ادیان مقایسه می کنیم ، مشاهده می کنیم حجاب اسلام خیلی متعادل تر از ادیان دیگر است.
   
اما در قرآن ، بحث صریحی از نقاب وروبنده نشده است . البته در قرآن ، یک آیه وجود دارد ، که بعضی آن را ، تفسیر به روبنده ونقاب کرده اند و آن آیه ی 31 سوره نور است که می فرماید:«ولیضربن بخمُر هنّ علی
جیوبهنّ»مرحوم اسلامی در کتاب اثبات وجوب حجاب در ذیل این آیه می گوید :معنی نه چنین است که بعضی گمان کرده اند : که مراد انداختن گوشه های خمار به گریبان ، که صورت مستثنی باشد.
   
و این معنا ، خلاف اصطلاحات عرب وعرف لغوئین است ؛ چون اگر این منظور باشد باید بگوید :فلیفق اطراف خمرهنّ علی جیوبهنّچنانچه در بین ما هم مصطلح است که می گویند:روبنده وپیچه زد ، نمی گویند انداخت.پس مراداز خمار ، یک نوع پارچه نازکی بوده ؛ مثل روبنده ونقاب که به سر می زدند (چنانچه فعلا در شام وعراق معمول است)
وقبل از نزول این آیه ، به یک طرف می انداختند و صورت هایشان نمودار بود.
   
بعد امر شد به زدن صورت ها ، که تا گریبان هایشان را بگیرد . و شاهد دیگر ، نقل از زوجات طاهرات پیغمبر (ص) است که وقتی که این آیه نازل شد ، زن های انصار عموماً از پارچه های سیاه ، معجر ساختند ؛ به طوری که سر آنها مانند کلاغ سیاه بود.
   
از این تشبیه ، معلوم می شود که صورتشان را گرفته بودند با پارچه سیاه که مثل غراب شده بودند(82).
   
اما نقاب و روبنده در روایات :
   
1- در روایات هست که حضرت فاطمه سلام الله علیها گاهی که به خانه ی پدر بزرگوارش می رفت ؛ با اینکه خانه شان نزدیک بود برقع(روبنده)بر روی می زد فتجلبب بجلبابها وتبرقعت ببرقعها وأرادت النبی صلی الله علیه واله(83)
   
2- یا آمده است که حضرت زینب در مجلس یزید میفرماید :أمن العدل یا بن الطلقاء تحذیرک حرائرک وأمائک وسوقک بنات رسول الله سبایا قد هتکت ستور هنّ تحدوا بهنّ الاعداء من بلد من بلد(84)یعنی ای یزید آیا این عدالت است ای پسر ازاد شدگان که زنان حره و کنیزان مملوک خود را در عقب پرده بنشانی و نگذاری چشم نامحرم به آنها بیفتد ولی دختران پیغمبر (ص) را که نوامیس خداوند هستند پیش روی تو مانند اسیران باشند در حالی که به تحقیق هتک ستر آنها کرده و ظاهرکرده باشی صورت های آنان و آن ها را به دشمنان سپردی تا
این ها را مشکفات الوجوه از شهری به شهر دیگر برند.
   
3- یا در روایت است که حضرت ام کلثوم در هنگام فوت حضرت فاطمه (س) روبند بر روی زده بود و خطاب به قبر حضرت رسول میگوید :وخرجت ام کلثوم وعلیها برقعه وتجرّذیلها متجلله بوداع (85)بیرون آمد ام کلثوم از خانه در حالی که بر روی روبنده ای بود و دامن پیراهن عربی را بر خاک کشید وخود را در ردای جللالت وعصمت در آورده بود . (تقریر سه امام معصوم بر این فعل بود)
   
4 - یا در روایت آمده وقتی که اسرای آل پیغمبر را در مجلس یزید پلید وارد کردند یزید دید دختری وارد شد در حالی که روی خود را به دست خود میپوشانید گفت این زن که روپوش ندارد کیست : گفتند : این سکینه دختر امام حسین(ع) است گفت:تو سکینه هستی ؟ اشک از چشم مبارکش جاری شد.
   
یزید گفت:چرا گریه میکنی؟ حضرت سکینه فرمودند:کیف لاتبکی من لیس لها خرقه تستر بها وجهها عن جلسائک(86) یعنی چطور گریه نکند کسی که جامه ای ندارد که روی خود را از تو و اهل تو بپوشاند.
   
5 - کتب محمد بن حسن الصفّار الی أبی محمدالحسن بن علی (ع): فی رجل أراد أن یشهد علیء إمراة لیس بها بمحرم هل یجوز له أن یشهد علیها من وراء الستر ویسمع کلامهاإذا شهد عدلان إنّها فلا نه بنت فلان التی
تشهدک و هذا کلامها أولا تجوز الشهاده علیها حتی تبرز وتثبتها بعینها فوقع علیه السلام تتنقب و تظهر للشهود(87) :محمد بن صفار از امام در مورد مردی سوال می کند که این مرد ، می خواهد بر علیه زنی که نامحرم است ، شهادت دهد.
   
آیا این مرد می تواند شهادت بدهد بر علیه آن زن ، از پشت پرده و کلام زن را از پشت پرده بشنود البته زمانی که دو شاهد عادل بگویند این زن فلانی دختر فلانی است که تو داری علیه آن شهادت میدهی و این هم
کلام ان زن است یا اینکه جائز نیست ؟ و زن باید اشکار شود و خودش بعینه حرفش را بزند .در اینجا امام فرمود : آن زن ، نقاب بزند و نزد شهود ، ظاهر شود .
   
6- در باب نقاب زدن در احرام روایاتی داریم که معصومین نقاب زدن در احرام را از زنها نهی کرده اند. مثلا امام صادق میفرمایند: المحرمة لا تتنقبُ لأنّ إحرام المرأة فی وجهها واحرام الرجل فی رأسه(88) یعنی : زن محرمه نقاب نمی اندازد زیرا که احرام زن به صورتش است و احرام مرد به سرش این گونه روایات هم میتوانند مؤید نقاب باشند زیرا در بین مسلمانان نقاب انداختن یک امر رایج بوده ، که امام در خصوص احرام ، دستور
می دهند که نقاب نیندازند.
   
7- امام صادق(ع)میفرمایند: مرّابوجعفر بإمرأة متنقبه و هی مُحرمة فقال إحرمی وأسفری أرخی ثوبک من
فوق رأسک فإنّک إن تنقبت لم یتغیر لونُک فقال له رجل ُ ألی أین تُرخیه؟ قال:تغملّی عینها(89) یعنی حضرت امام صادق(ع) فرمودند : امام باقر (ع) از یک زن نقاب محرمه گذشت و به او فرمود :احرام بینداز و رویت را باز کن و لباست را از بالای سرت بیاویز زیرا که اگر نقاب بگیری رنگت تغییر نخواهد کرد مردی عرض کرد تا کجا لباس را بیاویزد ؟امام فرمودند :چشمانش را بپوشد.
   
پس همانطور که در این روایت دیدید جمیع اخبار احرام صریح در این است که نقاب زدن از صدر اسلام و پس از نزول ایات حجاب در بین زنان رواج داشته است و بین انها معمول بوده است.
   
نقاب در سیره زنان مسلمان:
   
بدون تردید سنت جاری حجاب در جهان اسلام ، به گونه ای بوده است ،که زنان ، تمامی جسم خویش را که بیشتر موارد شامل صورت ودستانش می شده می پوشانده اند و این رسم ، هنوز هم میان بسیاری از مسلمانان ، در نقاط مختلف دنیای اسلام رواج دارد(90).
   
اسد الله خرقانی که از علمای پیش از مشروطه است ، در رساله رد کشف حجاب می گوید:شبهه ای نیست که طوائف مختلفه از مسلمانان ؛ مانند هندی ، چینی و ترکیان وافغانی وایرانی و عثمانی و مصری و تونی وحبشی وفارسی ویمنی وجبلی وشامی وجزائری ومراکشی ووجاوه ای وقفقازی و تاتار در امور عادیه خودشان با یکدیگر کمال اختلاف را دارند ؛ از قبیل زبان ولباس وعادات ولی در نماز های پنج گانه و حج با هم اتفاق دارند.
   
اتفاق در این احکام ، دلیل قطعی است که اینها ، تلقی از یک مبدأ شده که شرع باشد . همه فرق با اختلاف السنه وعادات در این مبدأ شریک اند.
   
و همچنین نقاب گرفتن زن و احتحاب حرائر و محترمات نسوان اسلامی در جمیع کره ارض یک نحو تطابق دارند(91)یا مثلا آلفرد هیچکاک هنرمند معروف غربی در یکی از مجلات زنانه میگوید:زنان شرقی تا چند سال پیش بخاطر حجاب ونقاب وروبنده که به کار می بردند ، خود به خود جذاب می نمودند وهمین مسئله ، جاذبه ی نیرومندی بدان ها می داد.
   
اما بتدریج با تلاشی که زنان این کشور ها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می دهند حجاب وپوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود از میان رفت و همراه آن از جاذبه ی جنسی او هم کاسته می شود(92)
   
فصل هشتم
   
موضوع بحث : نظرات عده ای از عرف متدین اصفهان
   
سوال : آیا پوشیه و روبنده در اصفهان مصداق لباس شهرت است ؟
   
آیت الله مظاهری : پوشیه مصداق لباس شهرت نیست اگر چه بهتر است نزنند .
   
آیت الله مهدوی : پوشیه مصداق لباس شهرت نیست اگر چه اخلاقا نباید بزنند چون انگشت نما می شوند .
   
آیت الله کمال فقیه ایمانی : مصداق لباس شهرت نیست .
   
آیت الله عبودیت : ظاهراً مصداق لباس شهرت هست .
   
حاج آقا فرخ فال : مصداق لباس شهرت نیست ( مدیر مدرسه دارالحکمه )
   
استاد طاهر زاده : مصداق لباس شهرت هست .
   
حاج آقا نم نبات : مصداق لباس شهرت هست ( مدیر مدرسه حضرت صاحب الزمان )
   
حاج آقا شفیعی : مصداق لباس شهرت نیست ( مدیر مدرسه امام سجاد علیه السلام )
   
حاج آقا نظری : مصداق لباس شهرت نیست ( استاد کفایه مدرسه امام سجاد علیه السلام )
   
حاج آقا محبّی : مصداق لباس شهرت نیست ( استاد کفایه مدرسه امام سجاد علیه السلام )
   
حاج آقا میرلوحی : مصداق لباس شهرت نیست ( استاد مکاسب مدرسه امام سجاد علیه السلام )
   
حاج آقا مرتضوی : مصداق لباس شهرت هست ( استاد راهنما )
   
حاج آقا یعقوبی : مصداق لباس شهرت نیست ( استاد مکاسب مدرسه امام سجاد علیه السلام )
   
حاج آقا خطاط : مصداق لباس شهرت نیست .
   
نتیجه :
   
این بحث ،یک بحث عرفی است، برای اینکه بدانیم پوشیه مصداق لباس شهرت هست یا نه، باید به عرف مراجعه کرد و عرف هم در همه مکان ها یکسان نیست پس به طور کلی نمی توان جواب این مسأله را داد.
   
آنچه که در این نوشتار ، تحقیق شد اینست که : نمی توان پوشیه را مصداق لباس شهرت دانست ؛ ولی بهتر است در جایی که مرسوم نیست ، از آن استفاده نشود .
   
پي نوشت ها :
   
44 نهج البلاغه (حکمت شماره17)تمام روایاتی که ما میاوریم ایت الله سبحانی در کتاب نقش زمان ومکان در استنباط ازص58 تا ص67 اورده اند.
45.ترجمه وتوضیح روایات مربوط به ایت الله سبحانی در کتاب نقش زمان ومکان در استنباط است.
46.شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج16 باب 4 از ابواب اطعم واثربه حدیث 1 بنقل جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص59
47. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج3 باب7 حدیث 10 به نقل از جعفر سبحانی نقس زمان ومکان در استنباط ص61
48شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج3 باب 7 از ابواب احکام الملابس حدیث3 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص61
49. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج3 باب 7 از ابواب احکام الملابس حدیث3 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص61
50.محدث کلینی ،کافی ج6 باب (تشمیر الثیاب)از کتاب(الزی والتجمل)حدیث2 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان و مکان در استنباط ص62
51.شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ج4 باب 45 از ابواب (ما یحرم بالمصاحده)حدیث5 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص 65
52. محدث کلینی ،کافی ج1 باب (اختلاف الحدیثه ) حدیث 9 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص63
53.شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه باب 41 از ابواب ذبح حدیث3 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص63
54. علامه مجلسی،بحار الانوار ج6 ص94 باب علل الشرایع والحکام حدیث1 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص67
55. جعفر سبحانی ،نقش زمان ومکان در استنباط ص67
56.الوافی ج20 ص 745 به نقل از جعفر سبحانی ، نقش زمان ومکان در استنباط ص69
57. کشف المراد ص173 به نقل جعفر سبحانی نقس زمان ومکان در استنباط ص69
58. القواعدو الفوائد ج1 ص152 قاعده 5 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان
ومکان در استنباط ص70
59. مجمع الفوائد والبرهان ج3 ص436 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکاندر استنباط ص71
60.جواهر الکلام ج23 ص 375 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص71
61. صحیفه نور ج21 ص98 به نقل از جعفر سبحانی نقش زمان ومکان در استنباط ص72
62. تمام نظرات بالا از لطیف راشدی استفنائات جدید بانوان (شش مرجع)ص137
63.قائلین به وجوب وجه وکفین:ابا بکربن عبد الرحیم بن شام (به گفته یعلام حلی)فاضل مقداد(به گفته ی صاحب جواهر) فیض کاشانی (تفسیر صافی)
64.شیخ در مسبوط،علامه در قوائد وتذکره،فخر المحققین در ایضاح
النافع،محقق در شرایع(این اقوال به نقل کتاب فقه وپوشش بانوان (علی اکبر
کلانتری)ص39 است)
65حاشیه ی کتاب عروه در فصل ستر به نقل از کتاب حجاب اسلامی ص142
66. امام خمینی،مقام رهبری،گلپایگانی،فاضل،بهجت،تبریزی،مکارم،سیستانی)به نقل از کتاب احکام روابط زن وشوهر ص109و110
67. فرید وجدی ، دایره المعارف ج 3 ص335 به نقل از کتاب حجاب در ادیان الهی ص 23 و ص 24 (علی محمدی آشنایی)
68.حسن صدر ، حقوق زن در اسلام و اروپاص7وص51 بنقل از حجاب در ادیان اللهی ص82و82
69.ویل دورانت تاریخ تمدن ج1ص552 به نقل از علی محمد اشنایی ، حجاب در ادیان إلهی ص81و82
70..وشنوه ای ،حجاب در اسلام ص59 به نقل از السیره الحجابیه ج2 ص 49
71.قائم مقامی ،ازادی یا اسارت زن ص111 به نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در ادیان إلهی ص84
72.ابوالقاسم اشتهاردی ، حجاب در اسلام ص50 نقل از علی محمدی آشنایی
،حجاب در ادیان اللهی ص101
73.عبدالرسول الغفار المراة المعاصر چاپ 3 ص40 نقل از علی محمدی آشنایی ،حجاب در ادیان إلهی ص103و102
74. سفر پیدایش باب 24 و65 به گفته ی مرجع مذهبی یهودیان (خاخام اوریل داودی) نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در ادیان إلهی ص103
75.تورات سفر پیدایش باب 38 فقره 14و 15 نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در ادیان اللهی ص106
76. تورات کتاب غزل های سلیمان باب 4 فقره نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در ادیان اللهی ص 106
77.ویل دورانت تاریخ تمدن ج13 ص251 نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در
ادیان اللهی ص 121
78. دکتر حکیم الهی ، زن و آزادی ص 53 ، نقل از علی محمد آشنایی ، حجاب در ادیان الهی ص 129
79.علی رضا افشارینا،زن ورهایی نیروهای تولید ص191 نقل از علی محمدیاشنایی ،حجاب در ادیان إلهی ص133
80.زن و ازادی مهذب (چاپ وزارت معارف)ص65 نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در ادیان إلهی ص133
81.ویل دورانت تاریخ تمدن ج13 ص498 نقل از علی محمدی اشنایی ،حجاب در ادیان إلهی ص134
82.عباس علی اسلامی اثبات وجود حجاب به نقل از رسول جعفریان زمان رسائلحجابیه ج1 ص633
83.علل الشرایع ج1 ص163 به نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص633
84.بحار ج45 ص133 به نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص101
85. بحار ج3 ص191 به نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص236
86.انوار النعمائیه ج3 ص به نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص 509
87.این روایت از کتاب نکاح اقای زنجانی ج2 ص492 نقل شده است
88.کافی ج4 ص 345 به نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص145
89. کافی ج4 صبه نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص146
90 رسول جعفریان،رساله حجابیه ج1ص34 در مقدمه بعنوان بدعت کشف حجاب در ایران
91.اسد الله خرقانی ، رساله کشف حجاب به نقل از رسول جعفریان رسائل حجابیه ج1 ص148
92.به نقل شهید مرتضی مطهری ، مسئله حجاب ص66 کتاب شناسی ( منابع و مأخذ )
   
1.قرآن کریم
2.نهج البلاغه
3.بهجت ، محمد تقی ، رساله توضیح المسائل (یک جلد) ، قم ، انتشارات شفق،چاپ نود و دوم ،1428هـ . ق.
4.بهجت ، محمد تقی ، استفتائات (چهار جلد) ، قم ، دفتر آیت الله بهجت ،چاپ اول ، 1428 هـ . ق .
5.تبریزی ، جواد بن علی ، استفتائات (دو جلد) قم ، چاپ اول .
6.جعفریان ، رسول ، رسائل حجابیه (دو جلد) ، انتشارات دلیل ما ، چاپ دوم 1386 ش.
7.خمینی ، سید روح الله موسوی ، تحریر الوسیله ، ترجمه اسلامی ، علی (چهار جلد ) قم ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به 8.جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، چاپ بیست و یکم ، 1425 هـ ق.
9.خمینی ، سید روح الله موسوی ، استفتائات (سه جلد) قم ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعهمدرسین حوزه علمیه قم ، چاپ پنجم ، 1422 هـ ق.
10.خامنه ای ، سید علی ، اجوبه الاستفتائات فارسی (یک جلد) قم ، چاپ اول 1424 هـ ق.
11.راشدی ، لطیف ، استفتائات جدید بانوان ( شش مرجع ) قم ، عترت ، چاپ اول 1388 ش .
12.سبحانی ، جعفر ، ارشاد العقول (چهارجلد) تالیف حاج عاملی محمد حسین ، قم ، موسسه امام صادق چاپ اول ، 1424 هـ ق .
13.سبحانی ، جعفر ، نقش زمان و مکان در استنباط به نقل از موسسه دائره المعارف فقه اسلامی مجله فقه اهل البیت علیهم السلام ، (56 جلدی) 43 ، سال یازدهم ، پائیز 1384 ش .
14.سبحانی ، جعفر ، عرفی شدن دین ، (یک جلدی) ، قم ، انتشارات موسسه امام
صادق علیه السلام ، چاپ اول، 1384 ش .
15.سبحانی ، جعفر، رساله توضیح المسائل (یک جلدی) قم ،موسسه امام صادق
علیه السلام ، سوم ،1429هـ ق.
16.سیفی مازندرانی ، علی اکبر، دلیل تحریر الوسیله (احکام الستر و النظر)
یک جلدی ، موسسه نشر و آثار امام خمینی ، اول 1417 هـ ق .
17.ساعدی ، جعفر ، نقش عرف و سیره دراستنباط به نقل از موسسه دائره المعارف فقه اسلامی ، مجله فقه اهل بیت ، شماره 45 ، سال دوازدهم ، بهار 1385 ش .
18.علیدوست ، ابوالقاسم ، فقه و عرف (یک جلدی) .پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی ،سوم 1386
19.قمی ، محدث شیخ عباس ، الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی ، (دو جلدی) ، قم ، منشورات صبح پیروزی اول ، 1423 هـ ق .
20.کلانتری ، علی اکبر ، فقه و پوشش بانوان ، قم ، موسسه بوستان کتاب ،سوم ، 1387 ش.
21.گلپایگانی ، لطف الله صافی ، جامع الاحکام ، (دو جلدی) ، قم ،انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیه ، چهارم 1417 هـ ق .
22.لنکرانی ، محمد فاضل ، رساله توضیح المسائل (یک جلدی) ، قم ، چاپ صدوچهارده ، 1428 هـ ق .
23.مکارم ، ناصر ، استفتائات (سه جلدی) قم ، انتشارات مدرسه امام علی بنابی طالب ، دوم ، 1427 هـ ق .
24.مجلسی ، محمد تقی ، بهارالانوار ، ج 76 ، انتشارات دار احیاء التراث العربی ، اول ، 1412 .
25.مطهری ، مرتضی ، مسأله حجاب ، تهران ، انتشارات صدرا ، پنجاه و دوم ، 1379 ش .
26.مطهری ، مرتضی ، فقه و حقوق (مجموعه آثار) جلد بیستم ، قم ، انتشارات صدرا ، ششم ، 1430 هـ ق .
27.محمدی آشنایی ، علی ، حجاب در ادیان الهی ، انتشارات اشراق ، اول ، زمستان 1373 ش .
28.معصومی ، سید مسعود ، احکام روابط زن و مرد ، قم ، انتشارت دفتر تبلیغات اسلامی ، نوزدهم ،1379 ش.
29.نجفی ، محمد حسن ، جواهر الکلام ، انتشارات داراحیاء التراث العربی ، بیروت ، لبنان ، چاپ هفتم .
30.وشنوه ای ، شیخ قوام ، حجاب اسلامی ، ترجمه محسنی گرگانی ، احمد ، بازنویسی حقجو ، محمد حسین ، قم ، انتشارات پیامبر اسلام .

 
   
منبع:راسخون
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved